احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

فشار فروردین!

دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۴۰۰، ۰۴:۴۴ ب.ظ

این روزها و با تغییراتی که توی کار اتفاق افتاده و چندین برابر شدن مسئولیتم و حاشیه‌های تا اندازه‌ای بی دلیل ناشی از تغییر مدیریت و چیزهای دیگر چنان فشاری بهم اومده که صبح‌ها دوست دارم بمیرم ولی از خواب پا نشم برم سر کار! من آدم از زیر کار در رویی نیستم و با کار زیاد هم مشکلی ندارم و تلاش می‌کنم کاری که بهم واگذار شده رو به بهترین شکل انجام بدم حتا اگه به نظرم بیهوده بیاد!! اما وقتی حاشیه‌هایی پیش میاد که نقشی درشون نداشتی یا دست کم نقش بسیار کمی اونم به خاطر ناکارآمدی سیستم داشتی در ایجادشون ، میخوام سرم رو بکوبم به دیوار و از بیدار شدن و سر کار اومدن فرار کنم. حسی که چندین روزه باهامه که فکر می‌کنم یکی از پرفشارترین دوران کاریم رو دارم می‌گذرونم. نه قدر روزایی که اون مدیریت عجیب هر روز تهدید به اخراجم می‌کرد اما ... در واقع نوع فشار فرق می‌کنه. اون یه جور بود و این یه جور. تا ببینیم چی پیش میاد... ببخشید اگه با ستاره روشن اومدین و چرندیات یک ذهن زیر فشار رو خوندین :)) باید می‌نوشتم شاید اندکی سردردم کمتر شه.

باقی بقایتان

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۰/۰۱/۳۰
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۸)

ایشالا که حل میشه.

بلاگ برا همین چیزاس دیگه!

پاسخ:
انشالا :)

مرسی که هستید شما دوستای خوب و می‌خونید

خدا قوت پهلوان! تو می تونی 👏👏👏👏

پاسخ:
پهلوون پنبه :))

مرسی رحیم جان

خیلی سخته اینطوری...

موفق باشی

پاسخ:
ممنونم :)

بعضی وقتا سرکار اینجوری میشه که از خواب که بیدار میشی با خودت میگی وااااااای بازم باید برم سرکار!!! ولی معمولا مدت این احوال معمولا کم میشه ایشالا درست میشه نگران نباش منم تجربه کردم

پاسخ:
جمله‌تو این شکلی تغییر میدم که : «معمولا» این شکلیه که هر روز از خواب پا میشیو میگی وااااااااااای بازم باید برم سر کار!!

انشالا :)

اتفاقا کار من هم تقریبا 5 برابر شده متاسفانه :(

 

داشتم به این فکر می کردم که پرسنل زیرمحموعه خودم تو واحدمون رو بفرستم یه دو روزی بیان اداره شما قدر منو بدونن اینقدر روشون زیاد نباشه .. در این موارد فقط باید صبور باشین و رو کارتون تمرکز کنید ان شالله درست میشه و متوجه ارزش شما میشن ^__^ 

پاسخ:
کلن سیستم کاری تو ایران اینطوریه که فقط کار زیاد میشه و خبری از از افزایش نیرو نیست!!

میشه منم بیام چند روزی زیر مجموعه‌ی شما ببینم مدیر خوب داشتن چه شکلیه ؟ :))

امیدوارم. کین عمر سر نمودیم....

کار خوبی کردی، بازم چیزی اذیتت کرد برامون بنویس و خیالت راحت باشه ما حرفی نمی‌زنیم ناراحت بشی :)

خدا قوت :)

پاسخ:
چقد خوبین شما :* :)
مرسی 

من هر روز به اینجا سر می زنم، هر روز! 

دیروز زود اومده بودم و ندیدم اینقدر فشار روته. 

خاک برسرشون که قدرتو نمی دونن. نمیشه اعتراض کنی؟ چه مدیر بی عرضه و نادونی داری!

خیلی ناراحت شدم. دیروز که گفتی سه صبح تا هشت شب کار می کنی آه از نهادم بلند شد ولی فکر نمیکردم اینقدر فشار روحی هم روته. 

واقعاً متاًسفم.

بفکر کار دیگه ای باش، اینجوری خورد میشی.

پاسخ:
اعتراض در سیستم کاری ایران معنا نداره! و با این وضعیت بازار کار نمیشه به تغییر کار فکر کرد به راحتی.
ببخشید ناراحت‌تون کردم. مشکل از مدیران بالاتره و گرنه سرپرست‌ مستقیم خودم آدم خوبیه...

آخخخخ...منم همچین روزهایی رو تو هفته گذشته گذروندم...

امیدوارم که تا حالا دیگه اوضاع بهتر شده باشه...

یه کم پنجره رو باز کنید، صدای گنجیشکا...زلف سبز درختا...دیدنی شده این روزها

پاسخ:
روزها در گذرند...

باز می‌کنم پنجره رو هر چند؛ 

من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">