احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

دست به هر جای جهان کشیدیم سُر بود و...

شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۳ ب.ظ

صد سال تنهایی! 

همیشه از خوندنش فرار می کردم یه جورایی! نمی دونم گذاشته بودمش برای کی. مثل خیلی از چیزای دیگه که به بعد موکولش می کنیم و نمی دونیم این بعد کی هست. شبیه یه جور فرارم می مونه! اما دیروز که دوستم صد سال تنهایی رو بهم هدیه داد عزمم رو جزم کردم که بشینم بخونمش. 

هدیه گرفتن خوبه! خیلی هم خوبه! خصوصن که از دوستای بسیار نزدیک و دوست داشتنیت باشه. من الان یک آدم خوشحالم که هم هدیه ی نسرین بانوی عزیز به دستم رسیده و کلی ذوق مرگ شدم و هم دو تا کتاب از دوست دیگرم هدیه گرفتم. کتاب دوم رو نگفتم؟ خلبان جنگ اگزوپری. احتمالن اول خلبان جنگ رو شروع میکنم و صد سال تنهایی رو میذارم برای وقتی که فکرم آروم تر باشه. 

+شاید منصفانه نباشد، اما چیزی که در چند روز و گاهی حتا یک روز رخ می دهد، تمام زندگی آدم را زیر و رو می کند. بادبادک باز / خالد حسینی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۳
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۹)

صد سال تنهایی، ۱۹۸۴ و ناطوردشت کتابایی که ازش فرار میکنم نمیدونم چرا ! فک کنم با ۱۹۸۴ شروع کنم 
پاسخ:
1984 جزء نخونده های منم هست که هی چشمک میزنه از لای کتابام!
ولی ناطوردشت خداست!! حتمن بخونیدش زودتر!! 
متاسفانه من صدسال تنهایی رو در وقت نامناسبی خوندم و حقیقتش اینکه :خیلی از نثرش لذت بردم اما واقعا مفهوم و عمقش رو درک نکردم و اصلا نفهمیدمش.
پاسخ:
پس باید از نو بخونیدش :)
این روز ها که بسیار دنبال کتاب خوندنم و کتاب نخوانده ندارم و سری زده ام به کتابخانه دانشگاه کاش مثل شما دوستانی چنین داشتم که برام کتاب بخرن :(
پاسخ:
دوست خوب غنیمته واقعن :)
اگزوپری خودش یه زمانی خلبان بوده آخه .. باید کتاب قشنگی باشه .. خوش به حالتون که دوستان اینچنینی دارید 

بس حسودیمان شد به شما :)))))
پاسخ:
آره و توی یکی از پروازهاش... 

واقعن خوش به حالم :دی تازه اوندفه که کتابای مرادی کرمانی رو خریدم هم حساب کرد واسه کادو تولدم، اینا ادامه ش بود!! بیشتر حسودی کنید!
اون هدیه که مبارکت باشه و کتاب ها هم نوش جونی.
جالبه من همسن تو بودم که صد سال تنهایی رو خوندم! از بهترین ها بود ولی باید دوباره بخونمش چون هم مختصری ازش یادم مونده و هم اینکه هر چند سال ، ذهن و فکر ظتئم و برداشت هاش از مطالب عوض میشن.
هرچند از خوندن این کتاب، سی سال بیشتر نگذشته!!! هاهاها
کتاب بادبادک باز رو خیلی تعریفش شنیدم. سعی میکنم گیرش بیارم. ما یه کتابخونه ی خوب فارسی نزدیکمون داریم آخه
پاسخ:
بازم ممنونم ازتون :)

چه خوب! کتابخونه فارسی غنیمته اونجا.
ای وای.. نکنید این کار رو. ۱۰۰ سال تنهایی رو هرچه زودتر شروع کنید. این کتاب جادوییه. از اون کتاب‌هاست که نمی‌شه ولش کرد. 
پاسخ:
فعلن نیتشو کردم!! 
من همیشه دوست دارم که کتاب هدیه بگیرم
ولی خب چون معمولا کسی تحویلم نمی گیره، 
وقتایی که خیلی دلم می گیره برای خودم کتاب می خرم..

این پنجشنبه یه نمایشنامه ی خوب خریدم

"داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد   و سه شب با مادوکس" 
پاسخ:
آدرس بدین سورپزایزتون کنیم ؛)

داستان خرس های پاندا عالیه! بارها خوندمش. نمایشنامه های دیگر ویسنی یک هم خوبن. 

منم هنوز نخوندم صد سال تنهایی رو . من هیچی هنوز از مارکز نخوندم . صد سال تنهایی و عشق سالهای وبا رو خیلی وقته نیت کردم بخونم ولی هنوز وقتش نرسیده .

کتاب هدیه گرفتن خیلی کیف داره :) مبارک باشه .


پاسخ:
من پیش تر "خاطره ی دلبرکان غمگین من" رو خوندم ازش فقط. 

مرسی :) ایشالا برا شما 
این پست واسم یه پیامد خوب داشت
یه پیامد خیلی خیلی خوب :)
پاسخ:
خب خدا رو شکر! :)

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">