احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

بارون داره هدر میشه...

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۴ ق.ظ

مدرسه که بودیم، بیرون صدای شرشر بارون بود و ما روی نیمکتای خشک کلاس داشتیم فعلای عربی صرف می‌کردیم. همیشه دلمون اون طرف پنجره داشت زیر بارون پرسه می‌زد و خودمون میخ شده بودیم به نیمکت‌ها. نهایتن هر از گاهی دستمونو بالا می‌بردیم و به بهانه‌های واهی :دی از کلاس می‌رفتیم بیرون و یه چرخی می‌زدیم! گذشت و امروز سر کاریم و بیرون داره بارون میاد و ما میخ شدیم به میز کار. که حتا به دلایلی پنجره رو هم نمی‌تونیم باز کنیم که ببینیم بارون چه شکلی داره می‌باره!! 

وقتی بارون میزنه اگه مهربون باشه که خب باید بزنی بیرون و قدم بزنی واسه خودت (که البته بارون جنوب معمولن مث گرماش یه کم خشنه و با کسی شوخی نداره!!) و یا باید توی رعد و برق و رگبار بارونی که تموم آسمون یه تیکه آب شده و داره می‌ریزه پایین بچپی زیر پتو و از گرماش لذت ببری!(اشاره می‌کنن که آغوش هم در اینطور مواقع می‌چسبه!!). به هر حال برای وقت باران کارهای خیلی بهتری از نشستن پشت میز کار یا روی نیمکت کلاس هست.

 مدرسه... دانشگاه... کار... کار... شاید بدبینانه باشه اما این چرخه ادامه داره! همه جای زندگی و درباره‌ی همه چیز! هیچ وقت اونقد آزاد نخواهی بود که هر زمانی، هر کاری دلت خواست بکنی. بدترین نوعشم زندگی کارمندیه.

 

+بارون داره هدر میشه، بیا با من قدم بزن... بارونِ امین رستمی رو بشنویم؟

بذار بارون ماچت کنه

بذار بارون مث آبچک ِ نقره
رو سرت چیکه کنه.
بذار بارون واسه‌ت لالایی بگه.

بارون، کنار کوره راها
آبگیرای راکد دُرُس می‌کنه
تو نودونا
آبگیرای روون را میندازه،
شب که میشه، رو پشت بونامون
لالایی‌های بُریده بُریده میگه.

عاشق بارونم من.

لنگستن هیوز / احمد شاملو

 

#اتفاقات بدِ پشت سر هم... چقد همه چیز داره نابهنگام اتفاق میفته.

+ببخشید که این روزها کمتر کامنت می‌ذارم. می‌خونمتون همچنان.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۴
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۱۷)

۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۱:۳۶ ɐɹɐɓol •_•
قدم زدن تو بارون باتو چه حالی داره :)
پاسخ:
:)
دقیقا!!!ماهم مددرسه که هستیم بیرون داره بارون میاد جرجر!!ماها داریم دینی میخونیم:)))گرچه من یکی بنابر همون بهانه های واهی میزنم بیرون^_^
پاسخ:
کار بسیار پسندیده‌ای می‌کنی :))
باد
تو را مو به مو به یاد می آورد
باران
ذره ذره
من اما
چنان به روزگارم اضافه ات کرده ام
که یاد تویی
که باران
که باد تویی
....
- روزبه سوهانی
 http://uupload.ir/files/3x7b_unnamed_%282%29.jpg
پاسخ:
عالی بود
شعر و تصویر
ممنونم :)
اتفاقات ناخوشایند ازسنگینی ماه صفره ..صدقه روفراموش نکنید ...امیددارم ختم بخیر میشه ...
پاسخ:
ممنونم :)
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۲:۲۱ بانوچـ ـه
توی مدرسه واقعا حسرت خیلی از این لذت ها به دلمون موند...
اما روزای دانشجویی اگه بارون میومد و وسط کلاس هم که بودیم می پیچوندیم و میرفتیم بیرون.
پاسخ:
واسه منم دانشجویی بهتر بود. فرصت بیشتری بود...
از شش سال قبل دیگه لذت بارن رو نچشیدم.دبیرستان که بودیم با هزار التماس بالاخره معلم رو راضی میکردیم تا بذاره بریم بیرون اما از سال بعد که کنکوری شدم و سالهای بعدش که یا امتحان دانشگاه داشتم و یا امتحان علوم پایه یا هم تو بخش با بیمارا مشغول بودم دیگه بارونی ندیدم.
به خودم قول دادم اگه امسال بارون بیاد به هر قیمتی که شده میرم بیرون...اگه بیاد البته!
پاسخ:
پس منتظر بارون امسال باشید خانم دکتر :)

منم همیشه دیوانه ی باران بودم و هستم و منم دوران مدرسه و درس و دانشگاه همین احساسات شما رو داشتم ولی همون مدتای کم هم که تونستم برم زیر بارون رفتم و کلی خیس شدم و کلی کیف کردم . اتفاقا ماها که معذوریت داشتیم شوق و ذوقمون خالص تر و نابتره هنوز و اینم بد نیست .
هیچوقت نباید گذاشت درس و کار و کارمندی لذتهای دیگه رو از آدم بگیره . هر بار باید بدوی دنبال لذتها ... فردا که عمرمون تموم شد عذری پذیرفته نیست .
همیشه یه درسی ، کاری ، چیزی هست ...
پاسخ:
اوهوم
همیشه چیزی هست
و کاش بشه راه دررو پیدا کرد!
بازنشسته شدی یه جایی مثه رشت زندگی کن که همش بارون ببینی! شهر من بهترین شهر دنیاس:) 
واقعا راه رفتن توو روز بارونی دلچسبه 
پاسخ:
تا بازنشسته بشم دیگه نای زیر بارون رفتن ندارم که! سرما میخورم سینه پهلو میکنم می میرم!! =))

رشت خیلی خوبه! همیشه به دوستای رشتیم فحش میدم که انقد رشت خوبه :دی
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۰ پـامـ ـوک
من از بارون خوشم میاد و با اینکه فرصتش هست وقتی میباره انگار میترسم برم بیرون
پاسخ:
نمیگم چتر رو ببندید ولی؛ 

زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد 
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد، چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت...

:)
۰سوم دبیرستان.. کلاس شیمی..
بارون میومد، خانم حسینی داشت یه سوالو توضیح میداد، حواس همه پرت بود. با صدای بلند گفت" بچه ها، حواستون به من باشه.. البته.. قشنگه. باز کن اون پنجره رو.." 
ساکت بودن همه. فقط صدای بارون میومد.


۰سال پیش دانشگاهی.. پارسال.. زنگ شیمی..
آقای براتی وقت داده بود که تستا رو حل کنیم. سر همه پایین بود، پرده ها رو جمع کرد، گفت"آخه این هوا هوای شیمی خوندنه؟ آدم باید تو این بارون قدم بزنه"


۰ سال کنکور.. کلاس گسسته..
وقت داده بود جواب ها رو از روی تخته بنویسیم.
وایساده بود کنار پنجره، رو به آسمون بارونی، آروم آواز می خوند " به سوی تو ، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم.."
پاسخ:
چه کامنت حال خوب‌کنی!
عجب معلمای خفنی به تور شما میخورن خب! حسودیم شد اصلن!!
الان کاملا مشخصه که چقدر دلم برای مدرسه تنگ شده و چقدر از دانشگاهم خوشم نمیاد؟  :/

معلمای من آدمای خوب و بزرگی بودن. خیلی اثر گذاشتن روی من..
اگه کسی این طرفا معلمه، لطفا خوب تا کنه با شاگرداش.
پاسخ:
خوبه که از مدرسه‌تون خاطرات خوب دارید. برعکس خیلی از ما...
من معلم‌های خوب انگشت‌شمار داشتم.
از شمال اومده بودم جنوب 
بهم میگفتن
بارونو اوردی با خودت دختر ...
پاسخ:
:)
بارون که مهربون باشه اجازه میدم بچه هام برن تو حیاط مدرسه یکم بازی کنن مدیر میگه خانم چرا بیرونی و بهترین جواب اینه ورزش داریم حالا دیگه همه میدونن کلاس اول سه همیشه موقع بارون نم نم مهربونه ورزش دارن:)))
ولی امان از اون بارون خشنه بچه هام فقط اجازه دارن تو راهرو مدرسه بیرون رو تماشا کنن بارونای جنوب شلاقی می بارن تن نحیف بچه هام تحمل نداره
خب شما کارمند محترم یه پنج ده دقیقه به بهونه ای برو بیرون  الان داشتم فکر میکردم اگه یه کاره مملکت بودم دستور میدادم سروریس بهداشتیای محل کار تو حیاط ساخته بشه اخه تنها بهونه مناسبی که ادم میتونه بره زیر بارون هیچ رییسی هم ایراد نمی گیره :)))

پاسخ:
چه معلم خوبی. خدا واسه بچه‌ها نگهتون داره :)

نه که اجازه نداشته باشم برم بیرون از دفتر... مطمئنن چنین مشکلی ندارم.
اینجا همیشه بارونه .. نمی دونی چه سمفونی بی نظیری میشه وقتی بارون رگباری می خوره رو سقف های شیب دار و حلبی ما .. ما شمالی ها لذت قدم زدن زیر بارون رو معمولا از خودمون دریغ نمی کنیم .. امروز هم جاتون خالی رفتیم برف بازی :))))) 
پاسخ:
دلمان خواست!
من امید دوران مسن تریم رو واسه همچین چیزایی دارم، روزایی که هرچند توان جسمی خیلی بالایی ندارم ولی احتمالا وقت آزادتری دارم
سعی هم میکنم که سلامتم رو حفظ کنم واسه اون موقع که تواناتر باشم و پول هم نگه دارم واسه اون موقع ام

پاسخ:
امیدوارم به برنامه‌هات برسی ولی خیلی دیر نکن :)
اگه بارون بباره، اگه بارون بباره
آروم آروم و نم نم...
پاسخ:
اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه...
خوابگاه که بارون اومد ما درس نداشتیم بهترین بارون عمرم بود ^_^

پاسخ:
چه عالی

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">