احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
آخرین مطالب
حرف‌های شما

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

در ستایش موهات 

از دریا نمی نویسم؛

دریا می شوم!

۳ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۱۷
هانی هستم
به دوستم می‌گفتم کار ، لامصب چیزی نیست که اگه دلخواه نبود بشه بی خیالش بشی و بگی خب زندگیمو می‌کنم و بقیه بخشای زندگیم رو مطابق میلم می‌گردونم. چون اونقد با جنبه‌های گوناگون زندگی آمیخته شده که هیچ مرزی با زندگی روزمره‌ت نداره و خواه ناخواه تاثیرشو همه جا می‌ذاره. در واقع چیزی جدا از «خودت» و زندگیت نیست که خط‌کش برداری و بگی اوکی ؛ این کارم ، اینم زندگیم. 
اینا رو واسه این گفتم که می‌خواستم یه عکس از شمال بذارم و بگم آخه انصافه دوستای ما میرن شمال و مسافرت و عکسشو برای ما می‌فرستن؟ به دوستم گفتم عکست رو می‌ذارم اینستا و زیرش می‌نویسم فحش آزاد!! بعد دیدم به این دلیل من الان باهاش نیستم که کارم عوض شد و هر چی برنامه برای مسافرت ریخته بودیم از هم پاشید و نشد با این دوستم که با کلی دردسر مرخصیشو با من تنظیم کرده بود سفر بریم!! این یه آمیختگی و تاثیر خیلی کوچیک و معمولی کار روی زندگیه. قرار بود این پست فقط یه عکس باشه اما ... می بینید دیگه. روی پست‌های وبلاگ هم تاثیر مستقیم داره و قابل سانسور نیست!!
عجالتن یه نفس عمیق بکشید و از این تصویر و اکسیژنش لذت ببرید. 


Gildeh

آهنگ رستاک و آبان ؛ شمال رو بشنویم.


۹ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۳۰
هانی هستم

چی شد که انقد خسته شدیم که نای نوشتن یه پست هم نداریم؟

#این پست ، ناله نیست.


+خوبه که تو هستی.

۱۴ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۳۹
هانی هستم
استادمون می‌گفت دلیل اینکه شما یه توصیه‌ای (توی فیلد تخصصی خودمون) به مردم می‌کنید ولی خودتون بهش عمل نمی‌کنید اینه که شما دانش دارید ولی به دانشتون ایمان ندارید. می‌گفت وقتی دانش به عمل تبدیل می‌شه که به ایمان برسه و باورش داشته باشید. که خب به نظر من کاملن درست می‌گفت.
اما چرا یاد استاد افتادم؟
همه‌ی ما «می‌دونیم» که کار کردن با گوشی موقع رانندگی-مثل پیام دادن- بسیار اشتباهه و یا خودتونو می‌کشید -یا ناقص می‌کنید- یا یکی دیگه رو. اتفاقن همین چند روز پیش بود که یه کلیپ دیدم که برای فرهنگ‌سازی درباره‌ی همین موضوع ساخته شده بود. از چند نفر پرسیدن موقع رانندگی از گوشی استفاده می‌کنید؟ و چرا؟ و هر کدوم دلایلِ مثلن منطقی خودشون رو داشتن برای استفاده‌ی گوشی. و بعد اونا رو با دختری روبرو کردن که زندگیش توسط یکی از همین آدمایی که سرشون توی گوشی‌شون بوده زیر و رو شده... . اما آیا این «دانستن» به تنهایی کافیه؟ مسلمن نه! وقتی اثر خواهد داشت که واقعن بپذیریم اینو و کاملن متوجه خطرش باشیم.
اما چرا این پستو نوشتم؟
خب من هم می‌دونم موقع رانندگی نباید پیام داد. همیشه هم به دوستام این رو گفتم وقتی دیدم استفاده می‌کنن. اما دیروز سه بار به خاطر پیام دادن از جاده پرت شدم پایین و اگه زود نمی‌جنبیدم تصادف بدجور می‌کردم. نتیجه اینکه نکنید این کارا رو!
+واقعن آیا من ایمان ندارم به اینکه پیام دادن موقع رانندگی خطرناکه!؟ پس چرا اینکارو کردم؟
۱۳ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۱۶
هانی هستم

نام تو

سرزمین امن موعود ،

نام تو

اسم اعظم عشق

.

.

.

حوادث را ورق می‌زنم

تا در فراسوی تاریخ

به اسم تو برسم!

«بهانه»ی معین رو بشنویم.


۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۰۶
هانی هستم