احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما
  • ۱۹ مهر ۹۶، ۱۴:۳۰ - دل‌آرام محمودی
    چشم ؛)

به وقت نیمه شرعی آغوشت

پنجشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۲۰ ب.ظ
در اخبار ساعت چند بمیرم خوب است؟؟
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۳
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۸)

۱۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۳۳ خانه سلامتی
ساعت 21 
خخخخ مزاح کردم 
پاسخ:
مجریش خوشتیپ باشه لطفن!
وقتی پای عشق در میونه ، زنده بمونید به نظرم بهتره :))


عمرتون مستدام .. 
پاسخ:
آره احتمالن

ممنونم :)
۱۳ آبان ۹۵ ، ۲۳:۱۷ گمـــــــشده :)
اون عنوانت منو کشت
:دی

پاسخ:
:))
:)
پاسخ:
:)
چرا حالا اخبار؟؟؟
پاسخ:
واقعن چرا؟
من دلم میخواد همین الان یه گلوله بزنم توو مخ خودم!!! خیلی مردنِ خوبیه.
پاسخ:
فکر نمیکنم فکر خوبی باشه!! 
من ترجیح میدم به مرگ طبیعی بمیرم :دی

به شوق تو جمعیتیست در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن

پاسخ:

بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر ازاین نشود
حامد ابراهیم پور 

محکم بغلم میکردی...

 

گریه کردیم ...دو تا شعله ی خاموش شده
گریه کردیم...دو آهنگ فراموش شده

پر کشیدیدم ،بدون پرِ زخمی با هم
عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی با هم

مرگ پشت سرمان بود ،نمی دانستیم
بوسه ی آخرمان بود ،نمی دانستیم...

زندگی حسرت یک شادی معمولی بود
زندگی چرخش تنهایی و بی پولی بود

زخم ،سهم تنمان بود ،نمی ترسیدیم
زندگی دشمنمان بود ،نمی ترسیدیم

شعر من مزه ی خاکستر و الکل می داد
شعر، من را وسط زندگی ات هل می داد

شعر من بین تن زخمی مان پل می شد
بیت اول گره روسری ات شل می شد

بیت تا بیت فقط فاصله کم می کردی
شعر می خواندم و محکم بغلم می کردی...

پیِ تاراندن غم های جدیدم بودی
نگران من و موهای سپیدم بودی

نگران بودی ، یک مصرع غمگین بشوم
زندگی لج کند و پیرتر از این بشوم

نگران بودی اندوه تو خاکم بکند
نگران بودی سیگار هلاکم بکند

نگران بودی این فرصت ِ کم را بُکُشم
نگران بودی یک روز خودم را بُکُشم

آه ...بدرود گل یخ زده ی بی کس من
آه بدرود زن کوچک دلواپس من ...

بغلم کن غمِ در زخم ، شناور شده ام
بغلم کن گل بی طاقت پرپر شده ام

بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود
بغلم کن که خدا دورتر ازاین نشود

مرگ را آخر هر قافیه تمرین نکنم
مردم شهر تو را ،بعد ِ تو نفرین نکنم

کاش این نعش به تقدیر خودش تن بدهد
کاش این شعر به من جرات مردن بدهد...

 

حامد ابراهیم پور

پاسخ:
آخ آخ عالیه این شعر
مرسی بانو نعیمه.

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">