احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما
  • ۱۹ مهر ۹۶، ۱۴:۳۰ - دل‌آرام محمودی
    چشم ؛)

عطر لیمو، هرم گرما

يكشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۸ ب.ظ

اصلن بیا چای لیمو بزنیم ... ها؟

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۲۵
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۱۳)

خوبه... 
حساب می کنی دیگه؟
پس قربون دستت یه نون خامه ای هم واسه من بگیر باهاش بخورم.

شوخی کردم... بخدا نمیشه... من باید اینبار حساب کنم بستنی تو حافظیه رو تو دادی. درست نیست همش مهمون تو باشیم.
جالبه اینجا آیکون نداره
پاسخ:
بله مهمون من! بدون نون خامه‌ای البته!!

خرج با میزبانه دیگه! البته خودتون صابخونه‌ایدا. مث شیراز که میزبان من بودم و مهمان هم من بودم و شما صابخونه بودین!
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۷:۱۹ عارفه هستم
دلم چای لیمو با عطر بهار نارنج خواست و یک نبات
و نشستن حرف زدن با یه دوست و کتاب خواندن و دو ساعت بی خیال این دنیا بودن 
پاسخ:
با این توصیف‌ها منم هوایی شدم که!! 
۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۰ هولدن کالفیلد
اتفاقا گلومم میسوزه برام خوبه!
پاسخ:
بزن روشن شی پس! بعدشم برو یه کلد استاپ بزن محض احتیاط!! 
کلا چای کم می خورم ، قهوه تو دست و بالتون ندارین ؟؟!!! 
پاسخ:
قهوه با شکر باشه یا تلخ؟ :دی
گلو درد دارم شدید؛ قربون دستتون لیموش زیاد باشه،یه قاشق مرباخوری عسل هم باشه که عالی میشه :)
پاسخ:
یه مشت سرما خورده جمع شدیم دور هم :دی

چای من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آآآی!

می خوری با من تو چای؟

گرچه کامم تلخ و چایم تلخ و روزگارم نیز تلخ

امّا دلبرم

گر تو آیی

لب گشایی

لب بریزی

لب بسوزی

لب بدوزی

وااای!

بَه چه محشر می شود

اندازه ی یک چای خوردن

کام ِ من شیرین نمایی

دلبرم

ماه ِ آبان است و چای

با تو می چسبد فقط...


نام شاعر را نمیدونم

پاسخ:
خیلی زیبا بود.
خوشحالم از حضور گرمتون یاقوت گرامی :)
۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۷:۲۹ جلبک خاتون
آی خدا سه هفته س سرما خوردم دقیقا !

اخیییش...عسل هم بریزین توش بی زحمت....خودتو نندازی تو چاییم ها؟مرسی...اه !

پاسخ:
خدا شفات بده... نه یعنی چیز... خدا سلامتی بهت و زودتر خوب شی و اینا :)

تقریبن بی ربط‌نوشت: قهوه‌ ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی‌ گنجم(محمد علی بهمنی)

نوش جان!
توی فلاسک دوتا لیمو عمانی خرد کن بعد چایشو بخور میری فضا جوری که دلت نمیخواد برگردی
قربون دستت یکی برای منم بریز
پاسخ:
اونم امتحان کردم! عااااااااااااالیه!! خصوصن وقتی اون لیموهای خیس خورده رو می‌خوری!!
چقدر خوبُ ساده و صمیمی بود. : - ))
پاسخ:
:)
شدیدا موافقم ... حالا که گفتین پاشم برم یه چای خوش رنگ و خوش عطر آماده کنم.
پاسخ:
:)
:) از این عاشقانه های یواشکی مثلا!
پاسخ:
فقط مثلا!

خب این چه وعضشه من نمی‌تونم برای اون پست پاندایی کامنت بذارم!؟ از همین تریبون اعلام کنم اون یه خط پست رو من به عنوان یکی از فانتزیام میخوام!!
«  تنبل ترین پاندای دنیا را در آغوش بگیری و هوای سرد اردبیل هر دوی‌تان را فرو برد » |:
:))))))) خوب حتما به خاطر ادرس بلاگه. اخه بلاگفا اجازه ی ثبت ادرس های بلاگی رو نمیده. خیر سرش! 

پاسخ:
آره هولدن گفت. 
واقعن کار چیپ و بچگانه ایه!!

نشستن با کسی و چای خوردن حال خوبیه ... آقا به قول حامد جان : چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها ، چای با عطر هل و گل های قوری بهتر است ...


پاسخ:
اصلن زندگی تفسیر این دو حرف است:
چای بعد چای
چای بعد چای!

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">