احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

بدتر

جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۰۹ ب.ظ

داشتم فکر می‌کردم خوبه بعضی وقتا برای همسرم نامه بنویسم! بعد به این فکر کردم که چیا میشه نوشت؟ آخه ماهایی که به لطف تکنولوژی دم به دم با هم در ارتباطیم و از همه‌ی اتفاقات خبر داریم چه چیزی برای نوشتن توی نامه داریم؟ بعد فکر کردم خب میشه از نامه برای زدن حرف‌هایی که ناگفته می‌مونه استفاده کرد. البته فراموش نشه که نامه نوشتن رو برای خودِ «نامه نوشتن» دوست دارم! فکر می‌کنم می‌تونه اتفاق قشنگی باشه. و بعد توی ذهنم شروع به نوشتن کردم. چیزهای زیادی میشد نوشت. فقط کافی بود کاغذ رو برداری و بنویسی. و بعد یکی یکی اتفاقات بد فشرده به ذهنم هجوم آوردن. و البته بی‌ربط با نامه نوشتن. با خودم فکر کردم احتمالن توی نامه از چیزهایی خواهیم نوشت که توی مکالمات روزمره ازش حرف نمی‌زنیم. مکالمات و تماس‌های چند دقیقه‌ای و یا بیشتر و یا پیام‌های متنی و ... بیشتر برای حال و احوالپرسی و دل‌تنگیات و رفع و رجوع کارای روزمره‌ به کار میرن(درست یا غلط) و آدم دوست نداره زیاد وارد مباحث غم‌انگیز و اتفاقات بد دور و بر بشه. ترجیح میده خاطر طرف رو آزرده نکنه و یک جور خودسانسوری آموخته شده پیش میاد. و نامه ... فرصتیه برای حرف زدن از سهمیه‌بندی بنزین و بدقولی همکار و بی‌شعوری فلانی و ... . یعنی یک جورایی چیزهای بدی که شاید حیفه صفرای قبض موبایلتو به خاطرش زیاد کنی. و در مقیاس خودش همیشه چبزهای بدتری هست ؛ مثلن همکارت بدقولی می‌کنه ، رییست اضافه‌کاریتو تایید نمی‌کنه ، بنزین گرون میشه تااااااااااااااا مسائل عمده‌ و خرده‌ی دیگه. و اینجوری همیشه چیزی برای نوشتن هست.

شاید امروز نخستین نامه‌م رو نوشتم. و شاید اینطوری شروع کردم :

محبوب من! همیشه چیزهای بدتری هست. چیزهای بدتر از رییس بداخلاق یا سهمیه‌بندی بنزین یا باخت تیم ملی به عراق. چیزهایی مثل اون لحظه‌ای که با چشمای نیمه‌باز چمدونت رو می‌بندی و من در رو برات باز می‌کنم تا برای مدتی نامعلوم از هم دور بشیم...

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۸/۰۸/۲۴
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۲)

خیلی کار قشنگیه...مادر و پدر من سالها قبل که جوونک های عاشقی بودن این کار رو کردن و توی یک سر رسید برای هم نامه نوشتن و به نوبت اون سررسید چندروز دست هرکدومشون بوده و واسه اون یکی نوشته...خوندن نوشته هاشون که همدیگه رو با میم مالکیت صدا میزدن تو قلبم شعله های قلب قلبی رو روشن میکنه...کمتر از مشکلات واسشون بنویس،بیشتر از همین حرفای لطیفی که دل خانما رو گرم میکنه که مردشون انقدر به جزئیات توجه داره بنویس...از همینایی که خودت تو سطر آخر گفتی:)))

پاسخ:
چه عاشقای خوبی بودن پدر مادر محترم. چشام قلبی شد :))
۲۴ آبان ۹۸ ، ۲۱:۲۷ رحیم فلاحتی

خیلی کار لذتبخشیه ! من با کاغذهای کاهی A5 که از انقلاب می خریدم شروع کردم و الان ارتقاء دادم به کاغذ A4 . اما جناب همسر با دفترهایی که براش هدیه می گیرم نامه بازی می کنه . تقریبا همه ی اونا رو عکس می گیریم و با تلگرام و واتس آپ برای هم می فرستیم . اگه یکی دو روز بگذره و چیزی ننویسم گله می کنه که چی شد چرا نمی نویسی  :))

پاسخ:
چه عااااالی! :)

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">