احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

آمده بودم بگویم سلام!

سه شنبه, ۹ مهر ۱۳۹۸، ۰۵:۱۱ ب.ظ

دیدم نسرین بانو کامنت گذاشته که غیبتم داره کبری می‌شه و دکتر گلسا هم شاکی‌ان که چرا وبلاگامون رو خاک گرفته! اومدم دیدم عه! نخستین پست وبلاگمم که مهر 95 بوده و علنن توی بیان 3 ساله شدم! گفتم بیام یه سلام علیکی بکنم بهتون و از 179 نفر آشکار و 11 نفر خاموش و مخفی به خاطر همراهی‌شون تشکر کنم! که البته در واقع اینجا چند نفر خواننده‌ی ثابت بیشتر نداره و این اعداد کاملن جنبه‌ی تزئینی داره!

این لیست دنبال کننده‌ها هیچ وقت معادل «پیوندها» نیست اما پیشترها که ما مو سفید کرده‌ها وبلاگ داشتیم _من نخستین وبلاگم رو 88 ساختم و 10 سال کلی عمره!!_ لیست پیوندها چیزی بسیار بیشتر از یک فهرست از آدم‌ها و واقعن لیست پیوندها بود...

اونوقتا اینطوری نبود که لیست دوستان به روز شده‌ت خیلی شیک و پیک برات نمایش داده بشه و بری بخونی‌شون. اینجوری بود که پستت رو می‌نوشتی بعد می‌رفتی دونه دونه (فرض کنیم 100 پیوند داشتی!!) وبلاگ‌ها رو باز می‌کردی و براشون کامنت می‌ذاشتی که به روز شدی! خود این کامنتی که می‌خواستی بذاری هم داستانی داشت! نمیشد همینطوری الکی بنویسی (من به روزم بهم سر بزنید)که! شخصن پیامای اینطوری رو نادیده می‌گرفتم! باید خیلی شکیل و خوشگل کامنت می‌ذاشتی! بگذریم که کپی پیست هم که می‌کردی کامنت یاد شده رو ، اسپم تشخیص داده می‌شدی و ...این داستان برای خوندن وبلاگ دیگران هم بود! یعنی 100 تا وبلاگ رو باز می‌کردی ببینی کی به روز شده که بخونیش! و البته کل وبلاگ باز میشد! گاهی وقتا که 10 تا وبلاگ با هم باز می‌کردی یهو یه صدایی هم از اسپیکر روی صد پخش میشد که حالا بیا بگرد و پیدا کن کدوم وبلاگ موسیقی زمینه گذاشته که قطعش کنی! حجم اینترنت مصرف شده را حساب کنید!! و البته سرعت اینترنت هم بماند!!

همینجا درودی هم بفرستیم به روح پرفتوح بلاگفا که سالها وبلاگ‌نویسی ما رو ترکوند و باد هوا کرد و پرشین بلاگ که یک سالش رو قورت داد!

اینطوری من وارد دهمین سال وبلاگ‌نویسی شدم که توی هفت ماه گذشته فقط  هفت پست داشتم و آخرین پستم 9 مرداد بوده. واقعیت اینه که وبلاگ نویس یا بلاگر نیستم. هیچ وقت نبودم. آغاز وبلاگ داشتنم برای اشتراک چیزهایی بود که شعر می‌خوندمشون. ادامه‌ش برای نوشتن روزمرگی‌ها و ... . امروز نه شاعرم نه روزانه‌نویس خوبی. فقط گاهی چند خطی اینجا می‌نویسم و بیشتر می‌خونم.

مرسی اگه اینجا رو می‌خونید. زندگی توی این 10 سال خیلی تغییر کرده. خیلی خیلی زیاد. چندان شبیه چیزی که فکر می‌کردیم میشه نشد. یه جاهاییش خیلی بدتر یه جاهاییش بهتر و توقع زیادیه که این همه تغییر بزرگ و گاهی ترسناک روی نوشتن ، خوندن ، نوع زندگی و سلیقه و ... تاثیر نذاره. مثلن وقتی من دانشجو بودم وقت بیشتری برای شعر و داستان خوندن ، برای فیلم دیدن و موسیقی شنیدن ، برای بودن توی جمع‌ بودن و ... داشتم. وقتی روزی 8 ساعت سر کار بودم وقت بیشتری داشتم برای نگاه کردن به چیزها ، برای گوش کردن به صدای باد توی نخلستان ، برای دیدن دسته‌های بزرگ گنجشک‌ها ... وقتی کارم شد 12 ساعت وقتم کمتر شد و وقتی شد 14 ساعت یا بیشتر علنن میخ آخر به تابوتم خورد. نتیجه‌ش شد اینکه یادم نمیاد آخرین بار کی به دوربینم دست زدم. که اون همه ذوق خریدشو داشتم. آخرین کتاب آموزش عکاسی رو کی ورق زدم؟ آخرین بار کی با آسودگی به صدای پرنده‌ها گوش کردم؟ و همه‌ی اینها مگه می‌تونه روی کنار هم چیدن کلمات ، روی نوشتن ، روی زندگی کردن و لذت بردن تاثیر نذاره؟ یادمه پیشترها که هر جمعه توی وبلاگم یه پست شعر جهان رو می‌ذاشتم ساعت‌ها برای گزینش شعرها وقت می‌ذاشتم! الان با کدوم وقت اینکارو بکنم؟ حتا همین الان که این پست رو می‌نویسم نگرانم یهو تلفن زنگ بخوره که فلانی حواست به کارت باشه نه وبلاگ!!

اما...

چیزهای قشنگی هم هست. چیزهایی شبیه مسکن...

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۷/۰۹
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۱۷)

سلآااام جناب هانی بزرگوار ...خوبید شما ؟ ...

بی هدف وبلاگ ساختم از همون سال اول فقط برای دل خودم؛  اما دوستانی پیدا کردم که بهترین دستاورده .ما رو لحظه ای ڱذر دادید به خاطره ها ...هی ...

 

 

پاسخ:
سلام یاقوت عزیز. ارادتمندم
قطعن خود شما یکی از این دستاوردهای یاد شده هستید برای من!

چقدر خوشبختم م م م من ....

 به دوستان نابی مثل شما وفاداریم ..دلخوشیم به بودنتون...

 

پاسخ:
همیشگی باشید
خیلی مخلصیم 😎 😊
۰۹ مهر ۹۸ ، ۱۹:۰۷ حامد سپهر

علیک سلام

خواستم بگم درد مشترکی داریم و همدردی کنم

البته در کنار دوستان وبلاگی بودن و نرفتن حتی اگه ننویسی بازم غنیمته:)

پاسخ:
آره وجود دوست خوب غنیمته. حتا اگه نادیده و نشناخته باشه.

میبینم که خوب گوشت رو پیچوندم😄

منم با یه نسلی شروع کردم به نوشتن که کلی تایم داشتیم و معاشرت میکردیم ولی اکثر افراد اون نسل یا متاهل شدن و بنا به دلایل خودشون دیگه ننوشتن یا مثل خودت کارشون سنگین. شد و هزارتا دلیل دیگه...ولی به نظر من اگه هنوز هم وبلاگ جزو اولویت های یه آذم باشه میتونه حداقل چند روزی یکبار با چند خط زنده نگشهش داره هرچند فرصت معاشرت نداشته باشه.

 

+من اولین بار که وبلاگ زدم خب طبیعتا خواننده ای نداشتم.بعد میرفتم تو وبلاگ ملت و مینوشتم خیلی خوب مینویسی خوشحال میشم به منم سر بزنی😂😂بعد نمیدونستم که وقتی با گوشیم کامنت میذارم آدرسم ثبت نمیشه و همینطوری چندماه انتظار میکشیدم...این قضیه از گیلتی پلژرهای من محسوب میشه که به منسبت تولد وبلاگت آب ریختم روی آبروم و عمومیش کردم😆😆

پاسخ:
آره دیگه؛ یه دکتر گلسا داریم. باید زود حوائجشو برآورده کنیم برگرده سر مشقش :دی 
من می‌خونم معمولن ولی دستم به نوشتن نمی‌ره. پیش‌تر کلی سوژه و ایده یا حتا مطلب ترجمه از وبگردیم پیدا می‌کردم و می‌نوشتم اما الان وقتشو ندارم. رومزه نوشتن هم یه کم سخته. خصوصن که خودسانسوری نابود میکنه نوشته رو و ...

+ میخوای این قسمتو ویرایش کنم برات؟؟ :)) 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

عزیز دلی هانی جان

جالبه که وقتی دیدم نوشتی، فورا نگاه کردم ببینم چند هفته هست چیزی ننوشتی و دیدم رکورد منو شکوندی!

دلم برای دوربینت سوخت. برای شعرای قشنگت و برای اون پرنده هایی که می خوان بازم شنونده شون باشی.

چهارده ساعت کار!!! خیلیه. حق داری جون برای حاشیه ها نداشته باشی. اونم تو اون هوای گند ******!

خدا قوت پسرم

 

من فکر کنم دوازده ساله که با همون بلاگفا شروع کردم ولی خب بیشتر روزمره ها باوده تا داستان و شعر. تازگی که چه عرض کنم، ماههاست فکر می کنم دارم چرت و پرت می نویسم و اصلآ دیگه حوصله شو ندارم. بهرحال سه سالگی این وبلاگت مبارک عزیزم.

پاسخ:
آره بعد که نوشتم دیدم اتفاقی پست قبلی هم نهم ماه بوده! البته نهم ۲ ماه پیش!!

شما روزمزه‌هاتونم خوندنی و پر از زندگیه. حتا وقتی از ناشادی‌ها می‌نویسید. بنویسید :)

مبارک باشه این سه سالگی. 

منم خیلی کار دارم.... ولی راستش مثل شما فول تایم ۱۴ ساعت کار (فرض کنیم درس و دانشگاه و دغدغه هایی از این جنس) نمیکنم... خیلی وقتها دچار رکود وبلاگی شدم... حرفم میامده ولی ننوشتم... تنبلی کردم و صرفا بقیه رو خوندم اونم خاموش.. shame on me :)))))

به هر جهت مبارک باشه سه ساله شدن این بچه :)

پاسخ:
زندگی هزار جور سر آدمو شلوغ می‌کنه که وقت سر خاروندنم برات نمی‌ذاره. جوری پیش میره که تو رو از چیزایی که دوست داری و ازشون لذت می‌بری دور می‌کنه.

مرسی از تبریکت:)

وای! چقدر خاطره زنده کردی!

راست میگی... دونه دونه...

اون موزیک رو وبلاگ عالی بود! 😅😅😅

پاسخ:
:)

سلام!

واقعا اوضاعی داشتیم اون روزا!

سه سالگی مبارک!

پاسخ:
مرسییی :)
۱۰ مهر ۹۸ ، ۲۳:۲۱ رحیم فلاحتی

سلام

یاد باد آن روزگاران یاد باد . 

چه خاطراتی زنده شد !

پاسخ:
سلام :)

آدم هیچوقت نمی‌دونه بعداً چطور خواهد بود...

پاسخ:
هیچ وقت...
۱۱ مهر ۹۸ ، ۱۹:۴۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)

واقعا نمی‌دونم چی بگم؟! این که قراره چی بشه که زندگی بشه همونی که باید بشه؟! یا چی؟! من فقط حس می‌کنم زمان بدجوری روی دور تند هست و منتظر هیچ کس نیست و فقط داره میره! بدون اینکه ذره‌ای بهمون استراحت بده که فکر کنیم و ببینیم اصلا چی به چیه!؟ 

 

گاهی هم از روزمرگی‌هاتون بنویسید، شاید یه دل‌خوشی کوچیک باشه وسط گرفتاری‌هاتون:-)

پاسخ:
زندگی دقیقن همینه که میگی!! حداقل مث شطرنج یه زمان باید بده که برای حرکت بعدی فکر کنی اما تا میای فکر کنی ساعت شنی برگشته!!

خوشحالم که با وجود این همه فعالیت هنوزم چراغ این چنین وبلاگ ها روشن میشه. حالا یه خرده دیر به دیر طوری نیست. 

موفق باشید 

پاسخ:
شاید هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه!!

مرسی شما نیز :)
۱۳ مهر ۹۸ ، ۱۵:۰۸ بانوچـه ⠀

سه سالگی اینجا مبارک باشه.

هر چند روز به روز خلوت‌تر می‌شه، شبیه جمعه‌هایی که شهر خلوته و حسابی دل‌گیر.

پاسخ:
مرسی :) 

این امکانی که میشه از وبلاگهای بروز شده خبردار شد چجوریاست؟

پاسخ:
توی پنل مدیریت بیان یه باکس از وبلاگ‌های به روز شده هست. وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کنید.

توی بلاگ اسکای نیست همچین چیزی

شما هم شاعر خوبی هستی و هم وبلاگ نویس خوب.

امیدوارم سلامت و شاد باشی.

پاسخ:
تو محبت داری به من دوست خوبم
ممنونم

خیلی خوب بود

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">