احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما
  • ۲۵ آبان ۹۶، ۰۲:۱۷ - نسرین
    آمین...

از این روزهای نه چندان دلپسند...

سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۲ ب.ظ

1+ خیلی زیاد پیش اومده که خانم‌ها از گیرهایی که توی محیط کار بهشون میدن برای پوشش ناراحتن. خب این کاملن قابل درکه. اما فکر نکنید ما مردها خیلی راحت و آزادیم. من روز نخستی که اومدم سر کار ، طرف یه نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت گفت فلانی این موها رو هم فردا بریز پایین. با قلدری تمام! خب شمایی که میگید ما با مقنعه و بدون آرایش و فلان شبیه فلان می‌ریم سر کار ، منم جوری چهره‌م عوض شد بعد از مطابق میل آقایون شدن ، که حراست منو راه نداد تو. گفت ببخشید شما کارمند اینجایید؟! آخرین گیرشون هم همین دیروز به سبیلم بود!  طرف خیلی زشت و بدون مقدمه چینی داره درباره‌ی سبیل من نظر و دستور میده. و البته لازم به یادآوریه طرف خودش اندازه چنگیز مغول سبیل داره. نمیخوام این دو تا رو مقایسه کنم یا بگم به یک میزان روی مخن. صرفن می‌خوام بگم این مسخره بازیا برای ما هم هست و ما هم در امان نیستیم. یعنی می‌خوام بگم توی یک چنین فضایی دارم کار می‌کنم!

2+ طرف اومده دفتر من ، یه نگاه عاقل اندر سفیه به کتابای روی میز من انداخته ، بعد با لحن تمسخر می‌پرسه تولستوی نداری؟ خو احمق! تو اگه تولستوی خونده بودی که یه جو شعور داشتی. یعنی می‌خوام بگم توی یک چنین فضایی دارم کار می‌کنم!

3+ توی محل کارم جابجا شدم. خوشحالم که مثل اسباب‌کشی خونه ، بیشترین چیزی که انتقال دادم کتاب‌هام بود -هر چند کتاب زیادی سر کار ندارم و البته همه‌شون تخصصی رشته‌م- و ناراحتم که باید برای کسی کار کنم که نصف همین کتاب‌ها رو ورق هم نزده. یعنی می‌خوام بگم توی یک چنین فضایی دارم کار می‌کنم!

4+ از کار جدید راضی نیستم. به شدت عصبانی و ناراحتم. کار تخصصیم رو ازم گرفتن و باید یه کار نامربوط انجام بدم. در مقابل اعتراض و حتا سوال از شرح وظایف تازه ، تهدید به اخراج شدم. یعنی می‌خوام بگم توی یک چنین فضایی دارم کار می‌کنم!

5+ سلسله مراتب اینجا جوریه که ...... . متاسفانه با سرچ اسم واقعیم همه به وبلاگم می‌رسن. اینم از مصایب با اسم واقعی نوشتن. هیچ احساس امنیتی ندارم اینجا و مجبورم خودسانسوری کنم. شاید یک روز از اینجا برم. حال اسباب کشی ندارم :( کسی می‌تونه در این مورد راهنماییم کنه؟

6+ هیچ چیز بهتر نمیشه.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۷
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۱۹)

۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۵ هورایزن horizon
سلام 
با شماره 6 رسما موافقم
خواستی وبلاگمو دنبال کن و خبرم کن تا دنبالت کنم

پاسخ:
سلام :)
توی تنظیمات وبتون میتونید یه تغییری بدید که دیگه وبتون از طریق سرچ گوگل پیدا نشه. 
پاسخ:
ممنون :)

ولی یه مشکل دیگه‌م هست. توی پرشین لینک دادم و با شاهکار پرشین ، دیگه نمی‌تونم وارد حسابم بشم :|
به نظرم برو و یه جای تازه بنویس... خودسانسوری بلاخره یه روزی ادم رو از پا در میاره.... به نظرم هر چه زودتر فکر به حالش کنی بهتر باشه.....
++یارو چه بیشعور هست... والا من چادری هستم و گاهی اوقات که رستوران و کافی شاپ میرم باورتون نمیشه چه جوری بهم نگاه میکنن، انگاری دارن به یه از پشت کوه فرار کرده دهاتی نگاه میکنن، انگار چادر و حجاب کامل، یه چیز خیلی عجیب غریب هست... قشنگ سنگینی نگاهشون رو حس میکنم و خیلی حیلی ازاردهنده هست.... این مردم (که خودمون هم شاملش هستیم) انگار یاد نگرفتن تفاوت های پوششی و ظاهری همدیگه رو بپذیرن و در ارامش فکری با هم کنار بیان و اینقدر فضول و اعصاب خورد کن نباشن...
++امیدوارم اوضاع کاری اکی پیش بره 👍

پاسخ:
خودمم بارها به این ناشناس نوشتن فکر کردم اما نمی‌دونم چرا باهاش کنار نیومدم. از اسباب‌کشی هم خسته شدم :(


++ آره متاسفانه. همیشه از ماست که بر ماست...

++ ممنونم :)
امیدوارم خیلی زود قسمت 6 تغییر کنه :)

آره خب با اسم حقیقی نوشتن این دردسر رو هم داره که ساده ترین راهکارش ظاهرا پست رمز داره
پاسخ:
ممنونم


خب اونم دردسرای خودشو داره. هی رمز دادن و ...
بعد یه چیز دیگه :دی

من میخام این پیام کوتاه هارو بردارم نمیشه عایا؟؟ 
پاسخ:
یعنی کلن باکسش حذف بشه از توی وبلاگ؟

از قسمت تنظیمات پیشرفته اگه تو بخش نشانه ها ، نشانه‌‌ی «پیامک» رو حذف کنید طبیعتن باید پاک بشه باکسش. از توی تنظیمات قالب هم مطمئنن میشه باکسشو از قالب برداشت که من بلد نیستم.
از تو قالب میشه منم بلدم اما بیان پدرسوختگی بازی زیاد درآورده برا قالباش من ک بلدم نتونستم

از همین راه ک گفتین برداشتم ممنون 
پاسخ:
خواهش می‌کنم
از راهنمایی شما هم ممنون :)
درکتون می کنم چون محیط کاری منم شبیه شماست ، انگار تقریبا همه جا شبیه همه فقط ضریب بی شعوری رئیس های یه جا با یه جای دیگه با اندکی تقریب با هم متفاوته .. 

براتون صبر و مقاومت و امیدواری آرزو میکنم ... دوام بیار :)
پاسخ:
معمولن درصدی از بی شعوری برای ریاست لازمه! البته من رییس بسیار با شعور و فهیم هم داشتم ولی خب خیلی کمن...!
۱۸ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۴ دل‌آرام محمودی
خب خدا رو شکر ما هر طوری دوست داریم می‌ریم سر کار :دی
پاسخ:
خوش به حالتون :)))
برای مورد های 1 تا 4 اگر من بودم ، قطعا اون کار رو ادامه نمی دادم !
برای موردِ 5 ، فکر می کنم وبلاگ نویس فقط توی یه محیطِ مشخصِ که می تونه بنویسه و خودش هم لذت ببره ، وقتی جابجا شد ، ممکنه تا طولانی مدت نتونه حتی جمله بندی هاش رو درست کنه ! مثل کاری که بلاگفا کرد با همه ی ما و خب نتیجه این شد که دیگه شوقِ نوشتن برای خیلی ها من جمله من از بین رفت !
بنویسید و خودتون باشید ! مهم نیست که کسی خوشش می آد یا نه ، مطمئن باشید حتی اگر خودسانسوری هم نکنید ، خواننده جوری که خودش دوست داره تعبیرتون می کنه ، پس تیک ایت ایزی :)
پاسخ:
خب این ول کردن کار به این سادگیا نیست وقتی پیدا کردن کار تقریبن غیر ممکنه!!

آخ گفتی. من توی پرشین روزانه می‌نوشتم. الان گاهی با خودم فکر می‌کنم واقعن چطوری اینکارو می‌کردم :|
بیشتر مشکلم همکارانی هستن که ممکنه از سر فضولی اینجا رو پیدا کنن...


به پشتیبانی پرشین بلاگ ایمیل بزنین و بهشون بگین. وبلاگای حذف شده رو هم برگردوندن حتی. عجیب.
پاسخ:
حالا یه ایمیل دادم به همون آدرسی که خودشون داده بودن ولی هنوز پاسخی ندادن.
یک بار به ماهایی که مرتب می خونیمت یه پسوورد بده و عوضش نکن که هی بخوای هربار پسوورد بدی.

بیا تو لینکام نگاه کن. یک دوست فرهیخته دارم به اسم کامشین. یکبار که پسوورد رو وارد کنی (اگه بدونی) دیگه هر وقت بری برات با یه کلیل باز میشه ولی برای دیگران نه.
اونم خوبه

تو رو خدا فقط خود سانسوری نکن

در مورد محیط مارت گریه ام گرفت بخدا. خدا بدادتون برسه.
ماها اینقدر هنوز فکرمون باز نشده که بخوایم به سر و شکل ظاهری همدیگه هم کاری نداشته باشیم. با حجاب یا بی حجاب. با ریش و با ابروی زیر برداشته شده... بابا به تو چه! (یک عدد نسرین عصبانی)
پاسخ:
اینم میشه...

اینجا همه چی به همه ربط داره نسرین بانو... نفسم گرفت از این شهر...
۱۸ مرداد ۹۶ ، ۰۷:۰۹ کنت دراکولا
آدرسو عوض کن.ولی قبلش بهم بده آدرس جدیدو.
منم وب قبلیم همین طوری بود:/

پاسخ:
ایشالا. ببینم چی میشه
چشم.
البته دوستان از اتاق فرمان اشاره می‌کنن که فالورها اتوماتیک فالور وبلاگ جدید میشن.
اوایل دانشگاه با خیلی از همکلاسی هام مشکل داشتم و این عدم هماهنگی باعث شده بود دانشگاه برام مثل جهنم باشه و کاملا درک میکنم چی میکشین الان...
همه ی ترس من اینه که در آینده تو سیستمی کار کنم که ازش راضی نباشم و میدونم هیچی بدتر ازین نیست.
امیدوارم یا اینجایی که هستین به سامان بشه یااینکه یه کارخوب تو یه محیط مناسب پیدا کنین.
پاسخ:
متاسفانه محیط های کاری توی ایران بسیار نادلخواه و مریضه که امیدوارم نصیب شما نشه :)

ممنونم :)
خوشحالم که به آقایونم یه گیری میدن. مردیم انقد لچک زوری سر کردیم.

موافقم. هیچی بهتر نمیشه. کاش زودتر همه چیز تموم شه کلا. من که فقط خودمُ گول میزنم و دلخوشی های الکی میسازم ولی وسط همونام همه چیز به نظرم پوچه. زمانِ لعنتی کند میگذره
پاسخ:
باز خوبه باعث شادی دل یکی شدیم...!
گاهی می‌مونم باید کار رو از زندگی جدا کرد؟ اصلا امکان پذیر هست؟ علاقه و عشق به کار چی میشه؟ و سوالات این چنینی دیگه. خوبه که صبر هست. امیدوارم همه چیز بهتر بشه :-)
پاسخ:
نمیشه کار رو جدا کرد از زندگی. درگیری با کار و محیط کار بیش از اینهاست‌..
علاقه به کار توی ایران تقریبن جوکه.چون نقش زیادی نداریم در انتخاب شغل
ممنون. ایشالا :)
از بس ما ملت فوضول و بی تربیتی هستیم بقول صمد آقا
پاسخ:
فوضول و بی تربیت برای یک لحظه س...
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۳۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خدا صبرتون بده.
ان شاالله که کم نیارید:)
پاسخ:
انشالا

:))
چقدر ناراحت شدم برای این پست.. :((
مخصوصا گزینه ی 3...زیادی سخته کار کردن برای چنین ادمایی

نمیدونم چی بگم ولی امیدوارم امیدوارم هر چ زودتر شرایط تغییر کنه و عالی بشه
پاسخ:
کین عمر سر نمودیم اندر امیدواری.‌‌‌..
ممنون :)
سلام 
راستش اول از همه اینکه تو در مورد ر نزنید ،شاید الان کار مورد علاقتونو ندارید ولی اینو در نظر بگیرید که در شرایط فعلی جامعه یه کار نسبتا مناسب دارید و می توتید از پولش برای چیزای مورد علاقتون خرج کنید .وقتی غر زدن گذاشتید کنار  می تونید دنبال یه کار بهتر باشید .
در مورد وبلاگ حتما یه وبلاگ با اسم مستعار بسازید 
اینجوری خیلی راحتید اکر قرار به سانسور شدن باشه ننویسید بهتره 
وبلاگ برخلاف اینستا و ....جایی که با دل می نویسیم 
دلو که نمیشه سانسور کرد .
موفق باشید 
به منم ادرس جدیدو بدید لطفا 
پاسخ:
آره متاسفانه رضایت شغلی در ایران رویاست...

اگه آدرسو عوض کردم حتمن
ممنون از همراهی تون دوست قدیمی 

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">