احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما
  • ۱۹ مهر ۹۶، ۱۴:۳۰ - دل‌آرام محمودی
    چشم ؛)

چند می‌گیری شعر بگی؟

شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۳ ب.ظ
فکر می‌کنم یه سکانس توی فیلم «نیمه شب در پاریس بود» یا شایدم «پیش از طلوع» که دختر و پسر توی فیلم به مردی برمی‌خورن که برای دیگران و با موضوع و کلماتی که می‌خوان شعر میگه. و شغل تئودور فیلم her هم که می‌دونیم چی بود ؛ نوشتن نامه‌های عاشقانه برای مردم از زبان همدیگه. 
خب تا وقتی که توی فیلمنامه و قصه هستیم شاید اینکار خیلی عجیب به نظر نیاد اما وقتی یه پیج توی اینستا دیدم که کارش همینه یه کم تعجب کردم. اصلن شایدم نسخه‌ی وطنی این کار خیلی چیپ به نظر میاد! یا شاید نوع روایتی که ادمین‌های پیج از این کار دارن خیلی توی ذوق می‌زنه! نامه‌هایی که تئودور می‌نویسه احتمالن خیلی قشنگن. نامه‌ای که استاد توی «شب‌های روشن» می‌نویسه خیلی قشنگ و پر از احساساته اما شعر(؟)های این پیج...
می‌دونید من نمی‌تونم درک کنم اینو که یکی دیگه از زبان تو برای طرفت شعر بگه! اینکه من یک شعر یا متن عاشقانه رو جایی بخونم و حس کنم از زبان منه یا عشق منو داره بیان می‌کنه و برای طرفم بفرستمش خیلی قشنگه‌ها ولی اینکه از یک نفر بخوای با فلان مضمون برات شعر بگه یه جوریه خب! اصلن شما فکر می‌کنید ارزش داره این کار؟ من فکر می‌کنم اینکه آدم خودش چار خط بنویسه برای طرفش خیلی ارزشمندتره تا اینکه اینطوری! بگذریم که نوشته‌های پیج هم به نظر من اصلن ارزش هنری ندارن و حیفه اسم شعرو روشون بذاری.


All girls should have a poem
written for them even if
we have to turn this God-damn world
upside down to do it

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۴
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۱۵)

۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
هرچه از دل خودمون برآید لاجرم بر دل مخاطبمون نشیند!
پاسخ:
بعضیا از دلشون برنمیاد لابد چیزی :))))
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۴ حوراء رضایی
یکی نیست بگه بی‌ انصافا، این واژه‌ها و مفاهیم حرمت دارن آخه.
با همین فرمون جلو بریم چند وقت دیگه آژانس‌های عشق بافی هم ایجاد میشه. فکر کن، مردم میرن اونجا سفارش میدن: ببخشید میشه جای من عاشق فلانی بشید. 

پاسخ:
بعیده مگه!؟
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۲۶ وال کوهان دار
تو وبلاگ قبلی داشتم این رو تحت عنوان پروژه ی شعر شعر های خوبی از توش در اومد
پاسخ:
بستگی به سراینده هم داره نتیجه‌ی کار. 
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۶ خورشید جاودان
خنده داره شعر سفارشی :))

پاسخ:
اوهوم
فقط اقام برتیگان:دی
پاسخ:
کارش درسته اصلن!
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۰ هولدن کالفیلد
این فارغ از چیپ بودن، یه جور فریبه! یه فریب بزرگ، و فریب بزرگ هم اسم یه فیلم خوبه! :دی
پاسخ:
:))
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۴۲ دل‌آرام محمودی
یکی از استاد‌ها خاطره‌ای از این موضوع تعریف کرد که سر فرصت درباره‌ش می‌نویسم. ؛)
پاسخ:
منتظریم پس :)
خب براتیگان خودشم ازین دست آدما بوده
کاملا بی ربط شعر میگفته ولی کلی شعراش طرفدار  داره و قشنگه 😄
پاسخ:
متوجه منظورتون نشدم؟ 
احمقانه ترین کار همینه.
یادم آوردی یه سال محمود فلکی داشت می اومد برای دو هفته مهمون مردم سیدنی باشه. (فوق العاده انسان خاکی، مهربون و یه شاعر و نویسنده و پژوهشگر شریفه)
قبل از اومدن ایشون با دوستایی که اهل قلم بودن ملاقاتی داشتیم خونه ی ما. یکی از مهمان ها خانمی که بسیار هم تحصیلکرده بود را بعنوان شاعر با خودش آورده بود. پرسیدیم هر کی نظری، پیشنهادی برای بهبود برنامه و طرز اجرا داره بگه. ایشون گفت: من برای ایشون یه شعر گفتم!!! 
گفتم چه جالب! پس شما ایشونو دیدید؟ 
گفت نه. 
گفتم پس بنظرتون این نمیشه مداحی؟
گفت بشه. برای خوش آمد گویی من می تونم برنامه شب شعر ایشونو با این شعر شروع کنم. فکر کنم خوششون بیاد!!!

نگران نباش نه من موافق بودم نه همسرم گذاشت چنین فاجعه ای رخ بده. بعضی ها نمیدونن دوره ی مداحی قرن هاست که گذشته و این سفارش دادن هم کمتر از اون نیست.

بنظرم اگه کسی به این آدما روی خوش نشون نده، دست و پاشونو جمع می کنن میرن پی کارشون.
پاسخ:
اوهوم. منم برام چندان قابل درک نیست این قبیل کارها
حالا بیا من یه شعر خوب واست بنویسم هر چی دلت خواست پول بده...
قول میدم چونه نزنم (خنده)
پاسخ:
شعرهای شما همیشه دوست داشتی‌ان :)
این پست آخریت که هر دم از این باغ بری میرسد باید اسمش "رویا" باشه.

یه رویای محال
مرسی بابت معرفی اون مطلب خوب. پستش کردم
پاسخ:
مرسی از شما برای آگاهی رسانی‌تون نسرین بانو
به نظر من یه شعر یا متن زیبا میتونه منظور یه ادمو رو برسونه 
مثلا یه نوشته که یه وکیل مینویسه مطمنا در دادگاه مقبولیتش بیشتر تا اینکه یه فرد غیر متخصص بنویسه
در مورد احساسات قلبیم کسی چیزی نمیتونه بنویسه مگر اینکه صاحب دل باشه 
برا همینه که یه  متن عاشقانه زیبا یا یک شعر زیبا رو اکثریت دوست دارند 
مثلا شعرایه حافظ یا مولانا یا چندبیتیایی که تو دنیایه مجازی پر شده
چون نویسندش اینو با تموم روح جانش نوشته 
خیلی از ادما ادعایه عاشق بودنو دارند برا همین از این متنا استفاده میکنند البته مطلق نیست
وگرنه به نظرم یه عاشق واقعی نیاز به این چیزا نداره 
 تو فیلم her اگه یادت باشه یه مدت که از رابطه تئور با اون سیستم گذشت تئور دیگه قادر به  نوشتن نامه ها نبود و اون herشروع به نوشتن نامه ها کردئودور نتونست دیگه نامه هارو بنویسه 
شاید نویسندش میخواسته از تاثیر her  بر احساسات اون شخص بگه که دیگه تواناییشو از دست داده 

پاسخ:
خیلی خوب گفتی. آنچه از دل برآید...

:)
چه هزاره ی دلگیریست برای زندگی کردن..
چقد گیر میدین! حالا یه بدبختی نمی تونه خودش شعر بگه. نمیخواد سفارش منظومه ی لیلی و مجنون بده که.میخواد دل عشقشُ خوش کنه یه جوری 
پاسخ:
چرا میزنی! من تسلیم!

بعد برام سواله اون طرف خوشحال میشه از این شعره!؟
آفرررین تسلیم شو!

می دونم شاید. حالا لطفا یه شعر بگو با هر مضمونی که خواستی هدیه کنم به خودت :دی
پاسخ:
:))

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">