احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

?and your Idea

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۴ ق.ظ

بعد یه نظریه (!!) هست که میگه هیچ وقت محبت رو در حق طرف‌تون تموم نکنید چون باعث میشه طرف سیر و زده بشه که البته من مخالفشم! بعد جالبه که خیلی هم اصرار دارن اینا به نظریه‌شون و جالب‌ترش اینه که وقتی طرف خیانت کرد میگن آخی ، بهش محبت نمی‌شده خیانت کرده! |: و البته یک جای تاسف هم داره این داستان و اونم جایی هست که بحث زنان علیه زنان پیش میاد. یعنی یک خانوم بیاد بگه اگه به یه زن زیادی محبت کنی دور برمی‌داره و فلان و بهمان. دیدم که میگم!!

اینطور که من شروع کردم فکر نکنم کسی جرات کنه حرف مخالف بزنه(!!!) ولی هدفم از نگارش این پست این بود که نظر شما رو بدونم درباره‌ی این داستان. 

شما برای محبت‌تون مرز می‌ذارید؟ فکر می‌کنید برای هیچ کس نباید 100 بود؟ یا اینکه فکر می‌کنید آدم برای کسی که دوسش داره باید سنگ تموم بذاره و محبت رو در حقش تموم کنه؟

شما فکر می‌کنید خیانت از محبت‌های نصفه نیمه میاد از محبت سرشار؟ البته می‌پذیرم که خیانت متغیرهای دیگری هم داره و نمیشه فقط از این جنبه نگاهش کرد ولی در این مورد خاص چی فکر می‌کنید؟

+مرسی که نظرتون رو می‌نویسید. عجالتن کامنت‌ها بدون تایید نمایش داده میشن.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۰۲
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۲۰)

راستش بنظر من این به جنبه ی طرف مقابل بستگی داره و به انگیزه ی شما از محبت کردن.
یعنی یه نفر میگه من نهایت محبت رو نسبت به طرف مقابلم دارم و اگر احیانا اون قدر ندونه برام مهم نیست و مهم اینه که من دوسش دارم.یعنی انتظار محبت نداره.این شخص اگه بهش خیانت بشه ممکنه کمتر آسیب روحی ببینه.
ولی یه گروه دیگه(مثل من)وقتی محبت میکنن انتظار دارن بهش پاسخی داده بشه در نتیجه اگر خیانت ببینن فوق العاده آسیب میبینن و مدام دنبال علت میگردن.
من از محبت های بی دریغم به خیلیا ضربه خوردم و قدر ندونستن شون دلمُ شکوند.از اون به بعد مرز بندی کردم و اول میسنجم ببینم طرفم آدم حق شناسی هست یا نه?اگه نبود فورا خطش میزنم و اگر بود اونم با حدود مشخص باهاش رابطه برقرار میکنم.

شاید اینی که گفتم از جنبه ی روانشناسی قابل بررسی باشه و ریشه در دوستی های قبلی من داشته باشه....نمیدونم!
پاسخ:
اینکه توقع پاسخ محبت رو داشته باشیم یک چیز عادیه. و منظورم از پاسخ ، جبران نیست. منظورم اینه که متقابل باشه این محبت و یک طرفه نباشه.
 درود برشما .

به نظرم به شکل غریبی به بلوغ عاطفی ِ هر دو سوی رابطه بستگی داره . چنانچه این بلوغ عاطفی ( که به تبعش باید پیگیر بلوغ فکری و اجتماعی و انسجام شخصیت هم بود) در هر دوسوی رابطه شکل گرفته باشه سخن گفتن از مرزبندی عواطف و یا حتا ابراز اون می تونه بیهوده باشه .

بهروز باشید .
پاسخ:
درود.

نمی‌دونم چرا یاد بوکفسکی افتادم : چیزی که دوست داری رو پیدا کن و بذار بکشتت!
من همیشه سعی کردم وقتی کسی واسم مهمه، همه جوره و با همه ی توان همه ی عشق و محبتمو نثارش کنم. ولی درمقابل همیشه واکنش طرف مقابل این بوده که: خب اینکه همیشه و همه جوره هست. هرکاری هم بکنم موندنیه و همیشه میشه روش حساب کرد. پس برم سراغ ادمایی که ممکنه از دستم برن یا جذابیتای مقطعی دارن. بعدم هرچی شد، همیشه میتونم برگردم پیش این یکی و همیشه پذیراست!!!
این اتفاقو درمورد چند نفر دیدم. بعد از یه جایی به بعد دیدم که نباید بذارم کسی از نیت خوبم سو استفاده کنه. من بازیکن ذخیره نیستم!!! ادما رو و مسائل مرتبط باهاشونو رها کردم و دیدم که وقتی ازشون فاصله میگیری چطوری با ولع دنبالت میان و تلاش میکنن نگهت دارن!
البته همیشه یه چیزم تو ذهنم بوده. اینکه تا جایی که میتونم در حق آدما خوبی و مهربونی کنم. یه روزی، شاید خیلی سال دیگه که به گذشته نگاه می کنن آدمی رو به یاد میارن که هرگز در حقشون بدی نکرده.
بنظرم تعادل لازمه. چون نمیشه اینو انکار کرد که اکثر ادما تا وقتی با یه نفرن، که تو وجودش نقاط کشف نشده ببینن. وقتی واسشون تکراری و عادی بشه، دنبال ادمای جدید و جذابیتای جدید میرن..
پاسخ:
خب اون آدمی که چنین فکری میکنه در مقابل محبت بی دریغ شما ، احتمالن ارزش این محبت رو نداره. 

در مورد خط آخرت من فکر نمیکنم کسی که دوست داریم هیچ وقت جذابیتش رو از دست بده برای ما. اگه اینطور شد یه جای کار می لنگه.
فک نکنم خیانت از محبت زیاد باشه، به شعور طرف مقابل بستگی داره
میزان محبت هم همینطور، تا جایی که طرف قدر اون محبت رو بدونه، بهش محبت میکنم (:
پاسخ:
:)
۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۷ دل‌آرام میم سین
تا جایی باید به طرف مقابل محبت کرد که تو ذهن آدم، منت شکل نگیره! یا اینطوری بگم که تا جایی که خود آدم می‌تونه بدون پاسخ بودن محبت رو تحمل کنه.

من به محبت بی‌نهایت معمولا بدبینانه نگاه می‌کنم. چه لزومی به ابراز همچنین محبتی هست؟ وقتی توازن توی رابطه‌‌ی دو طرف باشه میزان محبت طرفین هم متعادل می‌شه. عدم توازن ناپایداری میاره.
هر موردی که پیکِ نمودار احساسات و انرژی آدم رو بزنه، باید منتظر سقوطش بود چون انرژی و احساس آدم محدودیت داره و همیشه نمی‌تونه تو پیک بمونه مگر یکی علتی باشه که به همون نسبت به آدم انرژی بده که معمولا آدما شروع می‌کنن به پیدا کردن این علت و اگر پیدا نکنن سرخورده می‌شن و نمودار کله می‌کنه به سمت پایین.

بعضا محبت بیش از حد یعنی به من توجه کن! ولی خب در نظر گرفتن سن آدم محبت کننده و نسبت فامیلی/دوستی/فلان اون آدم هم مهمه.


پاسخ:
این بدون پاسخ بودنش جای حرف داره البته. آیا این بدون پاسخ بودنش باعث دلزدگی یا دلگیری نمیشه؟

ولی من فکر میکنم محبت به کسی که دوسش داری میتونه بی نهایت باشه. اگه به قول دوستان اون آدم ، آدم درست رابطه باشه که دیگه نور علی نوره و فکر نمیکنم این محبت بی مرز مشکلی ایجاد کنه.
سلام 
به نظر من باید طرف مقابل رو غرق در محبت کنیم ولی این اولتیماتوم هم به طرف مقابل داده بشه به شکل غیر مستقیم که گای اوقات من سرحال نیستم ، یا غمگینم یا عصبی هستم و برای اینکه تو اون حس و حال ناراحتت نکنم با من مدارا کن که طرف مقابل تا یکی بهش لبخند زد فکر نکنه شیفته و شیداشه و بره پی یار دیگه ای ، یه وقتایی هم توهم در امر خیانت دخیل هست که فکر نکنم بشه با بعد بسته ای که شما مدنظر دارید زیاد در باب خیانت صحبت کرد ، خیانت تعاریف مختلفی در جامعه ایرانی داره ، برای نظر دادن باید باب مدنظر سوال کننده مدنظر قرار گرفته شه 

پاسخ:
سلام :)

فکر میکنم وقتی یه موجودی رو دوست داری ناخوداگاه تموم محبتت رو خرجش میکنی...حالا این محبت میتونه کلامی باشه یا اجرایی ... و به هیچ وجه این که به یه نفر محبت کنی دور برش میداره اعتقادیندارم... البته محبت داریم تا محبت هااااا.... مثلن یه زن برای یه مرد میاد محبت مادری میکنه (خو یکی نیست بهش بگه خانوم محترم شما دوسدخترشی مادرش که نیستی:/ )همین مادری کردنا باعث میشه طرف فک کنه با یه مادر طرفه.. نه یه دوستدختر .عشق یا هرچیزی که شما اسمشو میزاری درنتیجه اون طرف دلشو میزنه و میره(دارم از جامعه ی زنانه حرف میزنم چون مرد نیستم به خدا :دی )
جنس محبتاست که رابطه رو محکم یا سست میکنه...
.

درمورد خیانت... من  فک میکنم اصن خیانت وجود نداره. وقتی یه نفر رابطه ی احساسیش حالا به هر دلیلی بایه آدمی تموم میشه کم کم از اون ادم فاصله میگیره (آره مادر جان -هشتگ جادوگر پیر رابطه و اخر خیانت:)) -)  و از اونجایی که وقتی از یه نفر فاصله بگیری به یه نفر دیگه نزدیک میشی. طرف باخوش میگه ای خااائک بر سرش که خیانت کرد هیچوقت باخودش نمیگه خاک برسرم که تنهام گذاشت که حتمن یه ایرادی داشتم که حتمن از دستم کلافه شده بود.... البته تموم ادما خوبی ها و بدی هایی دارن ادما باید بگردن تیکه ی پازل خودشونو پیدا کنن... اما فرق بین ادم باهوش و خنگ اینجا معلوم میشه که وقتی میدونی تیکه ی پازلت نیست باهاش بمونی... این شکنجه است.. این خودزنیه... این.. خنگیه...
حالا میخاود اون بهت بگه خائن... بزار بگه! مهم اینه که تو خنگ نیستی... و میزاری میری با کسی که خوشحالی... مگه ما چندبار زندگی میکنیم؟...
بده اون لیوان چاییی رو عموجان گلوم خشکشد.
پاسخ:
کاملن درست میگی. همونطور که در جواب بهسا گفتم وقتی کسی رو دوس داری براش کم نمی‌ذاری.

چایی کمرنگ باشه یا پررنگ؟ :دی
۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۱۸ هولدن کالفیلد
بهترین خرف حرف خود شخص شخیص امام علی است :دی
همه ی محبتت را به پای دوستت بریز، همه ی اعتمادت را نه!
پاسخ:
به اینم زیاد فکر می‌کنم.
۰۳ تیر ۹۶ ، ۰۳:۰۵ زهرا یگانه
"محبت رو در حق ِ کسی تمام کردن" اگر به تخریب و نادیده گرفتن خودمون منجر بشه مخربه.
در شرایط معمول محبت یه امر نسبیه، فاعل و مفعول هر دو وجود دارن و در شرایطی جاهاشون رو با هم عوض می کنن. اینجوری «من» هیچ وقت کاملاً فراموش نمیشه برای همین طرف مقابل اول قدر ِ این محبت رو می دونه و در ثانی ترغیب می شه در مقابل به روش خودش پاسخ بده چون «من» ِ طرف مقابل براش به رسمیت شناخته شده. اگر روی بروز ِ درست ِ «من» مون به طرف مقابل [کلا اطرافیانمون] کار کنیم اون وقت از 100 درصد 60 درصد رو هم بدون دودوتا چارتا بریم جلو و به اصطلاح دیوونه بازی در بیاریم بدون آسیب زدن به خودمون و رابطه مون جواب می ده.
تبدیل میشه به یک قاعده ی جاری ولی نامحسوس.
پاسخ:
ممنون از نظرت :)
الآن و اینجایی که ایستادم تو زندگی، هنوز اعتقاد و باور دارم که باید محبت رو صد در صد نشون داد. سیراب شدن از عشق یا محبت، شیرینه

اما اشتباه من در این بود که خودمو از یاد بردم.
فراموش کردم خودم هم خواسته هایی دارم .
همیشه پرسیدم او چی می خواد.
او چی فکر میکنه؟
او چجوری بیشتر راحته.

"من" رو در هیچ رابطه ای نباید از یاد برد. اشتباه محضه. میشه یه رابطه ی یک طرفه. 
آدم دیگه برای "او" زندگی میکنه و بس. 
معشوق، دوست، برادر و خواهر و بچه... هر کی و هر رابطه ای
پاسخ:
درسته. وقتی فقط سرویس دهنده باشی اون رابطه ، یک رابطه‌ی سالم نیست قطعن.
اول بگم که من دیدم کامنتا طولانین نخوندمشون :دی در نتیجه نمی دونم حرفی که میزنم رو کس دیگه هم گفته باشه.اگه تکراری بود حرفم ببخشید!

من فکر می کنم از اونجایی که دوست داشتن و دوست داشته شدن در ذات انسان هست ناخوداگاه به کسی که دوستش داری محبت می کنی، نمیشه محبت نکرد...این محبت از درون می جوشه و خب چون یک کمیت نیست دقیقا نمیشه مقدارشو اندازه گرفت ولی خیلی ایتم ها روی کیفیت اون محبت اثر می گذارند اول از همه مخاطب محبت و درک و فهمش و قدرشناسیش هست...کتاب تفکر خلاق یه جمله جالبی تو مقدمه ش داشت که می گفت شما فرشته نیستید که بی انتظار و حد و مرز محبت کنید. اگر هرچه محبت کنی به طرف مقابلت نه متوجه باشه و نه پاسخی در ازاش دریافت کنی هرچقدر هم دوستش داشته باشی اگر شخصیت سالم و نرمالی داشته باشی از یک جایی به بعد دلسرد میشی و ناخود آگاه محبت کم میشه... علاوه بر اون محبت باید طوری باشه که شخصیت محبت کننده رو کوچیک و بی ارزش نکنه این کوچیک کردن ربطی به مقدار محبت نداره ها ربط به نوع و کیفیت محبت داره میشه زیاد محبت کرد اما نه به قیمت فنا شدن موجودیت محبت کننده در محبت گیرنده. به قول شاعر که میگه : خویشتن را بشکنی ایثار اگر از حد گذشت!
 
چون کاملا واضحه که اگر کسی برای خودش ارزش قایل نباشه و فقط به خواسته معشوق بی حدو مرز توجه کنه قطعا معشوق هم ارزشی براش قایل نمیشه و اونو لایق محبت نمی دونه.

اما این قضیه یه بعد قشنگ و مهم داره اونم قرار گرفتن دو فرد درست کنارهم هست، این درست که می گم صرفا خوب بودن منظورم نیست... منظورم اینه که ادمای اشتباهی کنارهم قرار نگیرن چون در اینصورت هرچه هم ذاتا خوب باشند و محبت کنند اخرش جوابی نمی گیرند ولی اگر این محبت به مخاطب احساسی مناسب و با جنبه ابراز بشه و حس دوست داشتن دوطرفه باشه دیگه نمیشه برای کیفیت و کمیتش حد و مرز گذاشت چون با کمال میل و از ته دل محبت می کنی و محبت هم میگیری و این ارتباط روز به روز بیشتر هم میشه... پس خیلی به آدمش و ارتباطش بستگی داره و نمیشه یه حکم کلی داد که محبت کم باشه یا زیاد.
و میرسیم به اون قسمت خیانت که اول از همه برمیگرده به همون قرارگرفتن ادمای درست کنارهم و ارتباطشون بعد کمیت و کیفیت محبت! و البته خیلی از آیتم های دیگه پس خیلی ساده انگارانه هست که هرکس که خیانت کرد و خیانت دید رو مرتبط کنیم به کم و زیاد بودن محبت!
و البته بی محبتی هرگز دلیل خیانت نمیشه چون خیانت خیانته و فرد خیانت کننده اسمش روشه! " خائن" 
و یک شخصیت سالم و درست هرگز حاضر نمیشه تبدیل به یک خائن بشه حتی با دلایل معقول! راه های دیگه ای به جز انتخاب خیانت هم قطعا هست که البته قطعا راه های سخت تری هستن! و ما اکثرا بدون تلاش راه ساده رو انتخاب می کنیم با یک عالمه توجیه!
باید تلاش کرد برای اصلاح رابطه و اگر نشد نهایتا نباید بمونی تو رابطه ای که محبت دریافت نمی کنی که مجبور به خیانت بشی و خب مشکل ماجرا حداقل برای فرهنگ ما اینجاست که به راحتی نمیشه کند و رفت!
و خب همونطور که گفتم یه عالم فاکتور دیگه در اون رابطه دخیل هستن.

+ خیلی زیاد برات نوشتم!!! امیدوارم حوصله ت بشه بخونی :دی و دوست دارم نظر خودت رو هم بدونم در مورد حرفایی که زدم.

پاسخ:
منم مثل تو فکر می‌کنم! یعنی وقتی یکی رو دوست داری اگه این حس واقعی و بدون غل و غش باشه دیگه برای محبت کردن کنتور نمی‌ذاری. اینکه میگی مخاطب مهمه هم درسته. شما وقتی ببینی به اندازه‌ای که محبت می‌کنی محبت نمی‌بینی احتمالن سرد میشی. احتمالن، نه قطعن. در واقع فکر می‌کنم وقتی عاشق باشی شاید دلگیر بشی از اینکه پاسخ محبتت رو نمی‌بینی اما محبتت رو کم نمی‌کنی.

مرسی که نظرتو نوشتی :)
۰۳ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
" آدم برای کسی که دوسش داره باید سنگ تموم بذاره و محبت رو در حقش تموم کنه"


پاسخ:
آره دقیقن
من از همون اول این پست همه نظرارو میخوندم و خیلی مشتاق بودم حرف و نظرای بقیه آدمای این دنیا و نسبت به مال خودم بدونم. 
منم با شما موافقم. من به شخصه یه چیزی که خیلی خوب میدونم چون خودم دیدم و خیلی بهش معتقدم اینه  ک "محبت محبت میاره". واقعا وقتی کامنتارو داشتم دونه دونه میخوندم دقیقا یاد حرف حضرت علی که چند سال قبل سر همین بحثا بهش رسیدم و خوندم افتادم. و دیدم که هولدن همونو گفته. خود قرآن هم هممون میدونیم که بارها اومده که نباید حُزن و اندوه به دل راه داد و غصه خورد چون خدا ناظر به همه چیز بنده هاشه...
اما با این حرف هم ک میگن برا هر چیزی باید تاوانی داد هم مخالفم! آخه محبتی که توش خودتو کوچیک کنی و ندیده بگیری، حرمت ها شکسته بشه ، غرورت زیر پا بیفته، حتی حرفای جوک مانند و شاید بی ادب برای ایجاد صمیمیت گفته بشه، رازه دلتو بگی و یا همه جوره خودتو فدای کسی کنی که برات بمونه هیچوقت محبت نیست عشق نیست. من همیشه به شاگردام میگم روان شناسا میگن همیشه یه چیزی تو دست خودتون نگه دارین و اونو جرعه جرعه برای عشقتون عرضه کنین ... برا اینکه نشون بدی عاشق کسی هستی حالا واجب نیست خیلی همه چیز شسته رفته مرتب باشه؛ لازم نیست همه چیو باز کنی بزاری جلوش. وقتی دیدین کسی اینجوریه همون اولش ولش کنین. وقتی یاد بگیریم از " ازدست دادن" این جور آدما نترسیم قوی تر میشیم. من فک میکنم اینکه تو اوج سختیا و مشکلات -عصبانیت- ناراحتی- دلخوریت و حتی نفرت تصمیم بگیری سکوت کنی و احترامشو نگه داری و فقط نشون بدی برات مهمه وکنارش هستی ینی خود عشق. 
من مطمئنم یه محبت به جا و عاقلانه همیشه کار خودشو میکنه اما کسی که واقعا این وسط بقول خودمون نامردی کنه رو نباید مقصر دونست و راجعش قضاوت کرد باید پای حرفای اونم نشست...


پاسخ:
ممنون از نظرت :)
من بی مرز و محدودیت آدمها رو دوست دارم ، در هر چی خسیسی کنم در عشق ورزی اصلا .. چون معتقدم خداوند قلبی به گستره ی هستی به همه ما داده .. مطمئنم اگر محبت از جانب کسی که بهش محبت کردیم بهمون برگردانده نشه ، جایی ، کسی لطفی محبتی مهربانی که انتظارش رو نداریم در حقمون انجام میده .. 

در مورد دیدگاه خانمها نسبت به هم به عنوان یه خانوم باید بگم هر جا خانومی بهتر از خانوم دیگر و موفق تر باشه کلی فیلسوف پیدا میشه که همه کارهاش رو ببرن زیر سوال ،البته همه اینطوری نیستند ولی زیاد از این تیپ خانوم داریم .. دیدم که میگم .. به آدمها فرصت بده ، محبتت رو در حقشون تمام کن تا خوده واقعیشون رو ببینی .. آدمها وقتی از عشق کسی نسبت به خودشون مطمئن بشن راحت تر خوده واقعیشون رو بروز می دند .. اینجوری حداقل شرمنده ی خودت نیستی که تو رابطه ات کم گذاشتی .. از طرفی آدمهایی که از محبت سیراب هستند می تونند بی مضایقه محبت کنن ، عشق و محبت رو نباید چرتکه زد.. پایدار باشید :)))) 
پاسخ:
ممنونم. شما نیز :)
من فکر میکنم اگر واقعا کسی رو دوست داشته باشی نمیتونی برای عشقت حد و مرزی قایل بشی. هرچقدر هم که احساساتت رو مهار کنی ،این حس ها یجوری راهشون رو به سمت معشقوت پیدا میکنن و بیشتر غرقش میشی. مثل وقتی که میخوای به اون خرس سفید فکر نکنیو فقط خرس سفید توی ذهنت میاد. اگر کسی واقعا محبوب باشه، اولویتت میشه. کسی میتونه بگه محبت زیادی خرج نمیکنم یا ... که اولویت های دیگه ای داشته باشه. با توجه به این ذهنیتی که دارم و گفتم بنظرم میاد که حتی مسخره است اگه بگم که ترجیح میدم محبتم تمام و کمال باشه و اگر روزی دیدم که طرفم بهم خیانت کرده بدونم که برای زندگیم کم نذاشتم. چون باز وقتی این دوست داشتن باشه حساب و کتاب و تصمیم برای اینکه چجوری باشه بی معناست.

پاسخ:
درسته. حساب کتاب واقعن معنی نداره توی دوست داشتن. 
۰۶ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۶ اسپریچو ツ
من نفر اول پستو خوندم ولی یادم رفت کامنت بذارم:|  چقدر همه تفسیر کردن!
خب از اونجایی که من خیلی ادم مهربونی نیستم تا جایی محبت میکنم که خودم احساس راحتی داشته باشم و بهم حس خوبی بده حالا رابطشو با خیانت نمیدونم :"
پاسخ:
کارت درسته اصلن! آره دوستان لطف کردن نظرشون رو نوشتن برام :)

به نظر میرسه !!!!  چطور و چگونه و چه مقدار و چه زمان محبت کردنه که اهمیت داره ! هرچند من معتقدم  خیانت با بیشعوری شخص خائن  رابطه مستقیم داره و آدم بیشعور با هر کار مثبت و سأرتدیه ایی برخوردعکس میکنه. 


ما هرچقدرم گند خورده باشه تو رابطه مون حق خیانت نداریم تا زمانی که تکلیف رابطه فعلی مون رو مشخص نکردیم اجازه نداریم وارد رابطه جدیدی بشیم .
پاسخ:
منم فکر می‌کنم تا وقتی توی یک رابطه هستیم نباید خیانت کنیم به اون رابطه. و مسلمن اینم قبول دارم که وقتی یک رابطه تموم شد دیگه نباید ادامه‌ش داد. خیلی منطقی باید تمومش کرد.
سلام
من یه چند بار این نظرمو نوشتم و پاک کردم.
دیدم من فاکتور های مناسبی برا نظر دادن در این مورد ندارم ،:))
صلاحیتشو ندارم در واقع.
ولی کیه که انکار کنه محبت کردن عالی نیست.
و خیانت و اصن باید ببینیم فاکتور ما از خیانت چیه؟
بین دو تا ادم میتونه فاکتور های فوق العاده متفاوتی برای خیانت وجود داشته باشه.

پاسخ:
وقتی ماهی سیاه کوچکی برایت کامنت میگذارد 
مرسی  :)
من این چند روز اخیر خیلی سرم شلوغ بود نشده بود بشینم پشت سیستم و پستارو بخونم الان وبتونو باز کردم و دیدم..

آقای هانی من خودم ادمیم ک محبتمو در بالاترین حد ب کسایی ک دوسشون دارم نشون میدم...ولی همه ی اینا ب طرف مقابلتم بستگی داره ب معرفتش ب اینکه ارزششو داره یانه...متاسفانه ادمایی هستن ک ارزششو ندارن و این واقعیت تلخیه..
اما بعضیا هم هستن ک براشون 100هم کمه... :)
خیانت فاکتورهای زیادی داره اما در مورد سوال شما بنظرم از محبت سرشار کمتر پیش میاد...

در کل کسی و ک دوسش دارین و همه جوره قبولش دارین و کامل میشناسین نهایت محبتو براش بذارین اما یک نکته ی خیلی مهم توی روابط احترام درجه اهمیتش تا محبت هم بیشتره
پاسخ:
ممنونم از اینکه نظرتونو نوشتید :)
به نظر من ماها در ابزار احساسات و یا درک اون احساسات خیلی باید اشتراک داشته باشیم که بتونیم 100 بودنمون رو به طرف مقابل ثابت کنیم. مثلا برای من پیش اومده که 100 درصدم رو در طبق اخلاص گذاشته م و طرفف مقابل 50 درصد رو هم دریافت نکرده و شاید اَنگ بی تفاوتی هم به من زده ، بعد فکرم مشغول میشه که چرا اینجور شد؟ دو دلیل داره یا من بلد نیستم و یاد نگرفتم که 100 درصدم رو خوب نشون بدم با اینکه 100 تا انرژی و وقت ازم گرفته و اینکه اون قدر نشناسه یا اون خیلی دوزاریش کجه.
حالا سوال من اینه ؟ ملاک سنجش چیه؟ چطور بفهمیم؟ 
دو نفر دارن یا هم تبادل نظر میکنن ، نفر اول : من ماهی دوست دارم . نفر دوم : منم همینطور !!!
تحلیل: نفر اول ماهی قرمز توی تنگ رو دوست داره و نفر دومم داره به یک ماهی در حال جلز و ولز کردن فکر میکنه.
اشکال کجاس؟ نحوه بیان و ابراز کردن. من هنورم نمیدونم چطور میشه یه 100 رو درست و حسابی 100 تا نشون داد تا طرف فکر خیانت به سرش نزنه؟

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی