احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
آخرین مطالب
حرف‌های شما

من خودم سیزدهم سر کارم!

شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۲۹ ب.ظ

بعد جالبه بدون اینکه کامنتای همدیگه رو دیده باشید در پاسخ به پیوستن به فالش ، همه شاکی‌طور نوشتین پیوستیم دیگه! :دی خب چرا می‌زنید! به آنهایی که نپوستیدن بگید بپیوندن! راه دوری نمیره که!! والا! یه نفرم بفرستید روی موبایل جیرجیرک تلگرام نصب کنه یواشکی! معتادش کنید این‌همه از مزایای تلگرام نداشتن نگه هی!! ولی جدن مرسی از شمایی که عضو فالش شدین. امیدوارم دوست داشته باشید اونجا رو و هر وقت حس کردین حسش نیست تارف نکنید و اینا!

بعد، از خونه زنگ زدن که ما از امروز می‌زنیم بیرون به دل طبیعت تا فردا. نمی‌تونی بیای؟ مشخصه که نه! چون در همین لحظات من سر کارم و در حال خدمت به خلق!! پارسالم همینطور بود. احتمالن آخرین باری که سیزده بدر به در بودم وقتی بوده که فرداش باید می‌رفتم مدرسه‌ای دانشگاهی چیزی و کلن کوفتم شده بوده! بعد مرجان میگه هانی چرا بی‌حوصله شدیم و مثل قبل برای زندگی وقت نمی‌ذاریم! خب این یه دلیلش! دیگه حالی به آدم می‌مونه!؟ نه والا! وقتی می‌مونه بذاریم برای زندگی؟! شما اگه پشت میز کار نشسته باشی بیشتر بهت خوش می‌گذره یا دراز کشیده باشی زیر آبی آسمون و بچه‌ها از سر و کولت بالا برن؟ {اگه پشت میز بیشتر خوش می‌گذره به روانشناس مراجعه کنید لطفن!!} اصلن از روزی که آدم وارد زندگی کارمندی میشه و اختیار روزا و لحظاتش از دستش میره دیگه اون آدم سابق نمیشه! بیا مرجان. این یه دلیل خیلی ساده و پیش پا افتاده و روزمره. بیشتر از این ذکر مصیبت نمی‌کنم!

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۲
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۹)

من موافقم جیرجیرک رو معتاد کنیم! ;-)
پاسخ:
:دی پس اگه بهش نزدیکید یالا!!

سْ ای بدبختی :دی وای بر شما رفقای ناباب :دی من خودم یه تنه همه تونو از تلگرام میکشم بیرون. تارگت اولمم خالی کردن تلگرام آووکادو و هانیه. یوهاهاها :دی
پاسخ:
=))
"دیگه حالی به آدم می‌مونه!؟ نه والا!"

قبول دارم. نه والا! لعنت به این زندگی ماشینی که آدم ها رو شبیه ماشین کوکی ها می کنه. 
بار اولی که این پستت رو خوندم از خودم پرسیدم : مرجان! داری کار درستی می کنی که دوباره برمی گردی به دنیای کارمندی؟! یک بار هشت سال تموم تحملش کردی و ازش زدی بیرون... حالا دوباره...
اما بعد دیدم در حال حاضر این تصمیم تنها راه حل باقی مانده ست... شایدم اشتباه می کنم اما توی این سرزمین اگه بتونی یه تیکه زمین سفت زیر پات پیدا کنی، باید کلاهت رو بندازی هوا!
پاسخ:
بله! به جبر جغرافیا و شرایط ، ما انتخاب‌های زیادی نداریم! تو کار درست رو انجام دادی. و متاسفانه کار درست ، کار دلبخواه نیست همیشه
اصن به نظر من آدم در بسیاری از موارد اختیار خودش دست خودش نیست!

خوشا آن دم که آدم اختیارش دست خودش باشد ای دل

(من یه بیت شعر گفتم دیگه خودت سعی کن مدل شعر بخونیش :)) )

پاسخ:
دقیقن خوشا دمی که خودت باشی و خودت! تازه چشت به زندگی باز میشه!
منم امسال بر عکس دو سه سال پیش با دوتا از دوستام رفتیم ساحل 
خیلی خوب بود... حسودیت بشه

اینم آدرس شعرای امین عزیز من

http://ghazalham.blogfa.com/
پاسخ:
همیشه به خوشی ایشالا :)

ممنونم واسه آدرس وبلاگ. حتمن می‌خونم
۱۳ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۴۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
@جیرجیرک
مقاومت کن! نیروهای کمکی تو راهن!

پاسخ:
مقاومت بی فایده است :دی
۱۵ فروردين ۹۶ ، ۰۸:۰۲ علی امین زاده
به زندگی ماشینی تن بدی آره، له می شی.
نه مطیعش بشو نه سعی کن کنترلش کنی.
باهاش برقص!
پاسخ:
اینم یه استراتژیه واسه خودش :)
هانی چوب بلوط لازمی
ترکه خیس بلوط بخوره به تنت حالت جا میاد بابا اینقدر غر نزن پاشو یه کاری کن
پیشت بودم ترکه بلوط رو امتحان میکردم :)))
  ماهی خارو میدونی چیه ؟ تیغای اونم حال جا بیاره :)))
بابا من مجبورم برای هر تکون خوردنی اجازه بگیرم واغلب هم با نه مواجه میشم شما که راحت تری یه مرخصی بگیر برو تو جاده فقط هم برو به رسیدن فکر نکن حالت خوب میشه
من خیلی خشن نیستما فقط وقتی لجم در میاد این دو مورد رو تجویز میکنم ماهی خارو برای جنوبیا ترکه بلوط برای غیر جنوبیا :))
ملایمترشم پس گردنیه
دمپایی ابری های قدیمیم جواب میده
باز یه جا بمونی تکون نخوری  با این گزینه های روی میز مواجه میشی  خود دانی :))
پاسخ:
یا خود خدا! :دی
خوشحالم که کلی کیلومتر فاصله داریم و گرنه الان کبود بودم :)))))))

وای نگو خارو! فراری‌ام ازش :))
ایشالا که چند روز آینده یه وری میرم.
تهدید از راه دورم جواب میده نهایتش یا بوشهری یا بندر عباس باز غر بزنی پیدات میکنم و تهدیدامو عملی میکنم  اخیش بالاخره میخواد یه وری بره  :))
پاسخ:
:)))

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">