احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

به نام درخت بخشنده‌ی مهربان!

يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۵۲ ب.ظ
مدت زمان زیادی نمی‌گذره از روزی که پشت نیمکت‌های چوبی نشسته بودیم و می‌خوندیم «به دست خود درختی می‌نشانم / به پایش جوی آبی می‌کشانم...» و اون روز اصلن فکرش رو نمی‌کردیم که به این زودی نه جوی آبی باقی مونده باشه و نه دیگه دست مهربونی برای درخت‌کاری! اون روزا درختای بیشتری می‌دیدیم دور و بر خودمون و لازم نبود تا حلقوم جنگل‌های جا به جا جنگل‌خواری شده(!!) برونیم تا چارتا درخت سبز و سر پا ببینیم. اون روزا دیگران کاشته بودند و ما می‌دیدیم که  «درختم کم کم آرد برگ و باری / بسازد بر سر خود شاخساری » که البته سایه‌سارش بر سر ما و خستگی‌ ما بود و درخت بخشنده‌ی مهربان برای خودش چیز زیادی نمیخواست. همین که شاخه‌هاشو نمی‌شکستیم روز سیزده به در، همین که روز به روز تعدادشون کم و کمتر نمی‌شد و صنعت اونا رو نمی‌بلعید و هر روز قاچاق و زغال نمی‌شدن کافی بود.
مدت زیادی نمی‌گذره از روزی که موضوع انشامون «سرگذشت یک دانه‌» بود و می‌ترسم از روزی که درخت‌ها فقط توی قصه‌ها و خاطرات‌مون باشن و درست مثل دنیای انیمیشن «لوراکس» دیدن یک برگ از یک درخت واقعی آرزو بشه برامون و این دیالوگ رو توی دنیای واقعی‌مون بشنویم که:
-تو اینو (نقاشی یک درخت) کشیدی؟
-ازش خوشت میاد؟
-شوخی می‌کنی؟ معلومه که خوشم میاد! اینا معرکه‌ن! حالا چی هستن؟
-این‌ها درخت هستن. درخت‌های واقعی! درخت‌ها قبلن در سرتاسر این شهر وجود داشتن. میگن برگ اونا از هر چیزی لطیف‌تر بوده... حتا لطیف‌تر از ابریشم! و تازه یه رایحه‌ی بی نظیر هم داشتن.
-واو! حتا نمی‌تونم تصورشو بکنم!
-می‌دونم! خیلی باحاله! بزرگ‌ترین آرزوم توی دنیا دیدن یه درخت زنده‌ی واقعیه که تو حیاط پشتی‌مون رشد کرده باشه!

می‌ترسم از روزی که هیچ بذر و دانه‌ای نباشه برای کاشتن. می دونید... ما عادت داریم به بهانه داشتن. ما آدم‌های مناسبتی هستیم! و امروز روز درختکاریه! امروز رو غنیمت بشمریم و به دست خود درختی بنشانیم اگه امکانش رو داریم! و با عباس یمینی شریف زمزمه کنیم « شود زیر درختم سبزه‌زاری...»

+دیشب عاشقانه‎‌های پابلو نرودا رو یه نفس خوندم! هم عکس‌ها و هم شعرها عالی‌ان. به دوست‌داران شعر و عکس پیشنهاد میشه این کتاب. 

اما پاهایت را دوست دارم
تنها از این رو
که زمین را گام می‌نهند
که دریا و خشکی را گام می‌نهند
تا تو را به من برسانند...
پابلو نرودا
+ می‌دانی ... تمام شعرهای عاشقانه را برای تو گفته‌اند و هر بار که عاشقانه‌ای می‌خوانم ... و هر بار که شعری زاده می‌شود، غیاب تو بزرگ و بزرگ‌تر می شود. می‌ایستد پیش چشمانم... مثل ابر اخوان... و من تنها نظاره می‌کنم؛ نبودنت را... جای خالی ات را... غیابت را... و به یاد می‌آورم رفتنت را...
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۵
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۶)

اون دیالوگ مربوط به کارتون لوراکس میشه .. خیلی دوستش دارم .. 

ممنون بابت پیشنهاد کتاب :)
پاسخ:
آره اشاره کردم به لوراکس :) 

خواهش می‌کنم :)
چند سال پیش دونه کاشتم. خیلی اتفاقی و بدون قصد. الان یه درخت بزرگ زردآلو شده. شکوفه هاشم تازه در اومده. خیلی میوه نمیده. یه سالایی که اصلا میوه نمیده. از بزرگ ترین کابوس هام همینه که درخت رو بزنن...
پاسخ:
به‌به! چه کار خوووووووبی!! حداقل میشه نشست زیر سایه‌ش!

خوش اومدین به وبلاگ من :)
همیشه دلم میخواست یه درخت انار واقعی داشته باشم.


برامون بخر دیگه.. پیشنهاد خشک و خالی چه فایده داره؟  -_-
پاسخ:
کتاب؟! یا درخت انار؟! 
آدرس بده تا بخرم!
همیشه میگن آشغال نریزین واین حرفا آقا من همیشه وقتی خرما میخورم هستش رو پرت میکنم رو زمین 
خوب وبدش رو نمیدونم  اما یکی دوبار همینجوری انداخته بودم تو یه گلدون خالی که بعدش رشد کرده بود تصمیم گرفتم این مدلی در ختکاری کنم
خونه مادربزرگم  و وقتی میریم صحرا هسته های خرماهام رو می اندازم رو زمین  چون تو منطقه ما هیچی جز نخل دوام نمیاره گفتی لوراکس کارتونش رو دیدم جایی که ما زندگی میکنیم درست مثل همون کارتونه علف وسبزی صحرا و دشت سبز جز خاطراتمون شده همش میگیم یادش بخیر وقتی بچه بودیم  می رفتیم صحرا و کم کم خاطراتشم داره محو میشه
این چند سالم طوفان های گرد وخاک بدترش کرده

پاسخ:
ایشالا یه روز خوب دوباره سبزه‌ها سر دربیارن از خاک...
۱۶ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۳۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
تصور این که لوراکس به واقعیت بپیونده و مجبور باشیم هوای تازه رو بخریم،وحشتناکه!
پاسخ:
خیلی وحشتناک!
اصلا حرف دل منو زدی عمیقا از قطع درختان دلم می گیره
مفصل نظرمو تو یکی از پستای اخیرم نوشتم در این مورد. دیگه حال ندارم اینجا هم بنویسم :دی
پاسخ:
به خوندنت میام حتمن :)

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">