احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
حرف‌های شما

مامان ، تمام زندگی‌ام درد می‌کند...!

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۲۸ ب.ظ

دنیای ما همچون ساعت از چرخ‌دنده‌هایی درست شده که برای جفت و جور شدن با یکدیگر مناسب نیستند. تقصیر هم به گردن مصالح تشکیل دهنده‌ی آن نیست، بلکه پای ساعت‌ساز در میان است... (خلبان جنگ / اگزوپری)


+دارم عقاید یک دلقک رو می‌خونم. تلخ و غمگین و پر از حرف...

+زمستون انقد بی بارون؟ آسمون انقد بی رمق؟ دیوار انقد بی روزن؟


عنوان: مامان ، تمام زندگی‌ام درد می‌کند / دارد چکار با خودش این مرد می‌کند؟ (سید مهدی موسوی)


سلام.

فعلن همین.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۳۰
هانی هستم

یادداشت‌های شما (۱۳)

۳۰ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۴ 🍁 غزاله زند
زمستونه بی‌عاطفه‌ایه... :| 
پاسخ:
اوهوم...
هانی انقدر شاکی؟!
فعلا همین :)
پاسخ:
گاهی همینقد شاکی
میخوای عقاید یک دلقک نخون با این حالت..
پاسخ:
من خوبم!
آبجی کوچیکه ی ما که امشب گزارش داد بوشهر داره بارون میاد :)

پاسخ:
آره، دیشب... :)
چیزی نیس :|

از دوری منه :) 
پاسخ:
|:
۳۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۴ ** سیلاک **
ما بارون زیاد داریم بدیم خدمتتون :))) 


پاسخ:
می‌خواید بارون همونجا باشه، ما بیایم خدمتش؟!
۳۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۲۹ جیرجیرک .

عقاید یک دلقک به نظر من جزو اون دسته از کتاب هاییه که به دروغ بولد شدن و در حقیقت نباید جزو شاهکارها شمرده بشه ...

پاسخ:
خب من اونقد شاهکار نخوندم که بتونم مقایسه کنم الان. ولی از خوندنش لذت بردم. باید ببینیم چه ملاک‌های برای شاهکار نامیدن یه اثر داریم.
حتی انقد غم بار ؟ :(
پاسخ:
حتی انقد غم بار ...
عنوانت یادم آورد به زمانی که دیگه دارم از بغض خفه میشم و میگم:
حالم درد میکنه...

ایکاش دنیا رنگ بهتری داشت
پاسخ:
کاش...!
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۳۳ هولدن کالفیلد
چقدر همه دارن لی لی به لالات میذارن بیا یه کم فحش بدم بهت :))
مخلصیم! :دی
من یه نمایشنامه گوگولی با مزه روسی خوندم اخیرا"قضیه ی متران پاژ" و توی نیم ساعت تموم میشه، بخون :دی
پاسخ:
=))
ارادتناکم.

حتمن پیداش می‌کنم می‌خونمش. مرسی :)
پارسال عقاید دلقک رو خوندم بعد چون زیاد کش دادم حوصله م نمی کشید قید سی صفحه آخرشو زدم 
خیلی دوست دارم بدونم آخرش چی شد 
ماری برگشت برنگشت؟ 
همونطوری تو شکستش غلت میزد یا دوباره تونست خودشو بسازه؟
مامان و باباشم ولش کرده بودن خلاصه دلم براش خیلی سوخت
بی زحمت خوندی بهم بگو آخرش چی شد ..
+یبار دیگه هم کامنت نوشته بودم برا یه پست دیگه درباره کتاب بود
خیلی جامع جواب داده بودین سپاسگزارم 
پاسخ:
وای آره! کش دادن کتاب، شهیدش می‌کنه!
منم هنوز به آخرش نرسیدم. خبرتون می‌کنم ایشالا!
+خواهش می‌کنم. البته مطمئنن انقد که شما میگید جامع نبوده :)
اتفاقن حدود دوماه قبل فایل پی دی اف کتاب رو خوندم ..."بل "به زیبایی تونسته احساسات تلخ و غم انگیز "شنیر "رو به رشته تحریر در بیاره ...

تیتر هم عالی ...صداش کاملن شنیده میشه  و آغوش آماده مادری برای محکم بغل کردن فرزند ...
گاه گاهی که دلم میگیرد به خودم می گویم:
در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟
حس تنهای درونم می گوید:
بشکن دیواری که درونت داری!
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری
و خدا...
اول و آخر با توست...
«سهراب سپهری»

آقای هانی شاد باشین :)


پاسخ:
ممنونم
شما نیز :)

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">