احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
آخرین مطالب
حرف‌های شما

گذشتن و رفتن پیوسته...

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۹ ق.ظ

من و درخت چنار روبروی پنجره با هم دوست بودیم. درخت چنار هم مثل من از رفتن‌ها سر در نمی‌آورد. همیشه از یکدیگر می‌پرسیدیم: «آدم‌ها چرا می‌روند؟ دنبال چه می‌روند؟ کجا می‌روند؟» درخت چنار می‌گفت «اگر تکه زمینی باشد که بشود در آن ریشه دواند، دیگر غمی نخواهد بود. از زمین می‌شود غذا گرفت و برای آب هم به کرم آسمان و جوی مجاور امید داشت.» و من هم می‌گفتم «اگر درگاهی پنجره ای باشد و دوستی چون چنار، دیگر نباید به فکر رفتن بود.»

سه کتاب،درگاهی پنجره / زویا پیرزاد


+«گذشتن و رفتن پیوسته» از بُمرانی رو از اینجا دانلود کنید.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۸
هانی هستم

آهنگ

کتاب

یادداشت‌های شما (۳)

سه کتابِ زویا پیرزاد خیلی خوبه. دلچسبه:)
پاسخ:
منم نوشتارشو دوست دارم.
۲۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۱۰ اسپریچو ツ
جنسی که زویا جون میزنه خیلی مرغوبه :آیکون گند زدن به هر چی سبک ادبیه :دی
پاسخ:
:دی
اگر ما آدما بپذیریم که هیچ چیز این دنیا ثبات نداره و هر کسی و هر چیزی تغییر میکنه، زندگی راحتتری داشتیم. اما هیهات که مرتب یادمون میره و زجر می کشیم...

به دو سال دیگه فکر کن، هیچی سر جای امروز نیست!
پاسخ:
اوهوم. چه کنیم که خیلی سخته "امروز" نگاه دو سال دیگه رو داشته باشیم.

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">