احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

از اینجا ---->> http://hanihastam.blog.ir/ <<----

احتمال اینکه خودم باشم

یادداشت های روزانه از کتاب، فیلم، عکس و ... روزمرگی

احتمال اینکه خودم باشم

روزنوشت های یک عدد آدمِ علاقه مند به کتاب، فیلم، موسیقی، دریا و دیگر چیزهای خوب!
شاید کمی تا قسمتی شاعر
و اینکه "نوشته های وبلاگ صرفن از تجربه های شخصی من نیستن و ممکنه فقط قصه باشن."

http://goo.gl/yhqVFL

t.me/falsemood

پیام‌های کوتاه
  • ۱۳ مهر ۹۵ , ۱۳:۱۵
    413
آخرین مطالب
حرف‌های شما

شب ِ دیوار و شب ِ مشت، شب ِ هر جایی...

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۳ ق.ظ

مردیست در ما

که می‌گرید

از این رو آمدن باران

و صدای رودخانه‌ها را 

دوست داریم

مردیست در ما

که می‌‎گرید

و ما غم او را

در آمدن باران

و جاری شدن آب‌ها

فراموش می‌کنیم


بیژن جلالی


+دلتنگی نومیدانه -وقتی که دلتنگی و امید دیدار نداری- می‌تونه اگه نه کشنده، فلج کننده باشه. وقتی بدتر میشه که ابرازش هم غم‌آلود باشه و حرفی هم ازش نزنی. گیر می‌کنه یه جایی بیخ گلو و شب و روزت رو بغض‌آلود می‌کنه. 

+تعلیق کشنده! انتظار و تعلیق به هر شکلی عذاب‌آورن و حالا این روزا وضعیت کاریم هم یک جورایی بلاتکلیفه. به قول دوستم همه جای دنیا سازمان‌ها تمام تلاششون رو می‌کنن که استرس شغلی رو از کارمندا دور کنن، اینجا اتاق فکر تشکیل میدن که خب!! دیگه چیکار کنیم که به این کارمندای بیچاره استرس وارد بشه. دلم می‌خواد مرخصی بگیرم و دور شم از اینجا ... از شهرم و از خونه و برم یه جایی که هیچ‌ خبری از این چیزا نباشه حداقل برای چند روز اما باید وایسم ببینم وضعیت چطور میشه. هر چند به گفته‌ی رضا قاسمی «انسان شهرش را عوض می‌کند، کشورش را عوض می‌کند ولی کابوس‌هایش را نه. فرقی هم نمی‌کند سوار کدام قطار شده باشی و در کدام ‌یک از ایستگاه‌های جهان پیاده شده باشی...»

+بعد ما یک سری هورمون‌ها داریم که ضد دردن. باگ‌شون هم اینه که هر چه به سمت شب می‌ریم ترشح‌شون کمتر می‌شه! همینقد بی‌شعورن! آخه یکی نیست بگه لامصبا آدم شبا یه خواب راحت می‌خواد، شمام می‌رید می‌خوابید؟ حالا اینا از نظر جسمی. ولی روح و روان انسان هم شبا به هم ریخته‌تر میشه. نمی‌دونم این شب چی داره همه چی یه جور دیگه‌س. عنوان پست از سید مهدی موسویه.

+دوستان من کجا هستند؟ روزهاشان پرتقالی باد! (سهراب) [منظورم اینه که اگه من گرفتارم این روزا و نمی‌خونمتون یا کامنت نمی‌ذارم دلیل نمیشه شمام نخونید که! والا! سهرابم منظورش همین بود. با منم بحث نکنید!!]

+مردی است در ما که می‌گرید...

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۹
هانی هستم

بیژن جلالی

شعر

یادداشت‌های شما (۱۳)


صادقانه بگم چرا نمیخونمت ؟
چون از خودت نمینویسی و فقط نقل قول از این شاعر و اون نویسنده . ولی مثلا این پست رو خوندم . یعنی میخوام بگم خودتو قبول داریم ما نه این فلانی و فلانیک نویسنده و شاعر را :) :دی
پاسخ:
تو این وبلاگ که تا چشم کار می‌کنه چرندیات خودمه :دی

مرسی که صادقانه گفتی :) 
می‌دونی بعضی وقتا حرف دل خودمون گیر میکنه بیخ گلو و به واژه درنمیاد. اونوقت می‌بینی یکی دیگه از زبون تو اون حس‌ها رو قبلن نوشته و ...
گاهی هم صرفن از یه چیزی خوشم میاد و دوست دارم این لذت رو با بقیه شریک بشم و می‌ذارمش اینجا

مرسی که می‌خونی :)

صبح کامنت فرستادم، ولی نیستش ؟ 
خُب از اول 
میخونیم البته میخونم: ) ولی سخنی نیست.. از جمله ها و شعرهای لا به لای نوشته هاتم لذت میبرم :)

پاسخ:
احتمالن ثبت نشده کامنتتون

ممنونم که می‌خونید :)
برقرار باشید [گل]
۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۴ پـامـ ـوک
من که تازه به آغوش بلاگستان برگشتم ولی می خونمتون. :)
پاسخ:
دیدم پست بازگشتتون رو. خوشحالم که برگشتید. می خونمتون معمولن. :)
این وضعیت شغلی که گفتین درد مشترکه دولتی و خصوصی هم نداره همیشه این استرس هست .. 

من که فکر کنم مشتری پرو پاقرص پست های شما هستم اون وصله ها به ما نمی چسبه ^_^

می‌شود سخت ترین‌مساله،
آسان باشد...
پشت هر کوچه‌ی بن بست،
خیابان باشد...!
پاسخ:
شما لطف دارید. خوشحالم از داشتن دوستانی چون شما :)


می شود پشت هر دلتنگی خیابانی بکاریم که به دیدار می رسد...
شب یه دنیای دیگه است اصلا
پاسخ:
اوهوم. یک دنیای دیگه... پر از رمز و راز ...
چه هورمون های بیشعوری واقعا! ولی من شبا رو خیلی بیشتر دوس دارم. با اینکه هزارجور فکر بهم هجوم میاره بازم شبا رو بیشتر دوس دارم.اصلا تاریکی چیز معرکه ای هست.

تعلیق کشنده هم ایشالا جوری که تو میخوای به پایان برسه.

روزت هم بغض آلود نباد! خنده آلود باد:)

ضمنا بگو ببینم آه بارانِ شجریان رو گوش کردی ؟
پاسخ:
به قول شب های روشنِ موتمن :"روشنی زیاد هم چیز جالبی نیست آدم همه چیز و میبینه و همه اونو میبینن. توی تاریکی آدم میتونه خیال کنه چیزی،جایی،کسی منتظرشه."
یا به قول بیژن جلالی:  به تاریکی شب/خو گرفته ام/و روز برایم زیاد/روشن/و زیاد شلوغ/ است

منم شب رو دوست‌تر دارم اما گاهی نامهربون میشه.

آه باران ... نه، پیداش می‌کنم. مرسی :)

برف و باران، 
سوز سرما، 
کنج شب...

وای از این یلدا ی 
بی چشمان تو !
پاسخ:
بی تو هر شب، شب یلداست...!

تو که نیستی ، “یلدا” بلندترین شب سال نیست ؛ اوج دلتنگیست …

پاسخ:
:(

مدام و مستمر با افتخار وبلاگ جنابعالی رو میخوانیم و چند خط مینگاریم به رسم یادگار...
مشهود نیست ؟
زیادی هستیم ...:)

پاسخ:
بسیار از لطف شما ممنونم. بودنتون باعث دلگرمیه :)

از برگ برگ ِ دفتر من پرت می شوند/معشوق های خسته ی پایان گرفته ام/یلدای چشم های تو را گریه میکنند/موهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام !

 سید مهدی موسوی 

پاسخ:
به‌به. عالی 
بر ما هم مبارک...
بهترین ها را آرزو برای شما میکنم ...
پاسخ:
ممنونم یاقوت گرامی
همچنین برای شما
یلدای خوب و قشنگی داشته باشید :)
اصلاحیه ...
 کلید حرف "ش" یاری نکرد ..
بر شما مبارک ...:)
پاسخ:
:)
اونقدر عزیزی که دوستانت هیچ وقت تنهات نمیذارن. البته من کوچیکت هستم و خودم رو در حد و اندازه های دوستانت نمی دونم، ولی اگر کامنت درج نمی کنم برای اینه که کلا من در این کار تنبل هستم. تو ببخش.
برات بهترین ها رو آرزو می کنم. امیدوارم کارهات همنجوری که دوست داری پیش بره.
ضمنا یلدات مبارک. 
برات لبخند آرزو می کنم.
پاسخ:
پاندای عزیز :)
بزرگواری دوست عزیز من و لطف داری. 

ممنونم از آرزوی خوبت
توام یلدای خوبی داشته باشی 
پر از لبخند :)

شما هم چیزی بگویید :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">